این روزها نکته ای که بیشتر توجه ام رو جلب می کند امنیته. معموله كه وقتي آدم يه پليس رو مي بينه و حضور نيروهاي امنيتي رو احساس مي كنه، بايد از برخورداري از امنيت احساس مطلوبيت بيشتري بكنه. در حالي كه اين توي ايران بر عكسه
توي اين مدت دارم فكر مي كنم كه امنيت افراد در اين دوره وضيعت نا مناسبي روداره گمانم بر اينه كه دولت نهم ناامن ترين ساختار دولت رو توي اين حداقل دو دهه شكل داده. خيلي رو مي شناسم كه البته غير سياسي اند و نگران از دست دادن شغلشون بواسطه تنگ نظري مديران جديدا بانك ها و مديران ارشد اقتصادي نگران شكست و ورشكستگي و عدم توان در پاسخ دادن به تعهداتشون اند كه سير روبه تزايدي رو بدون ظرفيت واقعي طي مي كنن. خيلي ها نگران تعرض به حوزه خصوصي شونن و براي عبور از خيابان نگران نگاه تند و يا حتي برخورد مامورين منكرات اند. خيلي ها وقتي از فصل جابجايي خونه و اساس كشي و پيدا كردن جاي جديد حرفي زده مي شه نگرانن، خيلي ها نگران آتيه اقتصاديشون توي بازارند و نمي دنن كه نتيجه تحريم ها و يا سياست هاي اقتصادي دولت چي مي شه، خيلي ها نمي دونند كه با افزايش قيمت خونه چه كنند و بسياري از تورم و افت قدرت واقعي خريدشون نگرانند. نماينده مجلسي رو ديدم كه نگران رد صلاحيتش بود. توي ادوار ما صد تا نگراني داريم. از امنيتي تا مالي.
خيلي از بچه هاي فعال دانشگاه نگران تعليق و محروميتا و خيلي از پشت كنكوريهاي فعال هم نگران ليست سياه وزارت علوم، بچه هاي تحكيم نگران تحكيم و انجمن هاي اسلاميند كه نا جوانمردانه در حال درو شدند و كارگرها و كارمندان واحدهاي غير دولتي نگران شرايط كاري و تعديل اند. خلاصه به نظرم شدت نامني و بي ثباتي خيلي بيشتر از گذشته افزايش يافته و اين خيلي خيلي نگران كننده است. شرايط كشور از حيث اقتصادي و سياسي و امنيتي و تهديدات پيراموني و نوع مديريت حاكم بر دستگاه اجرايي و نگاه امنيتي كه داره ، همه رو نگران كرده. به گمانم اگه روزگاري دانشجويان و فعالان اپوزسيون نگران مشكلات امنيتي بودند و مطبوعاتي ها و اقشار متوسط به پايين جامعه، حالا داره به نوعي دسترسي به نامني براي همه شهروندان افزايش مي يابه و نبود امنيت و استرس اگر نگيم عادلانه ، با فاصله كمي بين همه داره توزيع مي شه. خدا خودش كمك كنه

