تبليغاتX
یاداشتهای نه چندان خصوصی

بالاخره یک کلام هم از مادر عروس شنیدیم! آقای محسن رضایی و اعوانشان در سایت بازتاب، كاسه داغ تر از آش شدند و طي دو هفته گذشته دو مطلب دروغ به سازمان دانش آموختگان( ادوار تحكيم) نسبت دادند. هر چند مي توان اين رفتار اين بزرگوار را كمي درك كرد. بالاخره ايشان سهم ارزنده در جنگ و مسائل داشته اند و به اندازه زحمتي كه كشيده اند به خاطر آفتاب بالانس هاي سياسي و غير قابل اعتماد بودنشان دريافت نكرده اند. اما دروغ گويي و اتهامات ناصواب كه شيوه مرسوم تمامي هم فكران و هم مكتبي هاي ايشان از تند رو و شل رو ، اهميتي جدي نداره.

مهم نيست كه نويسنده سايت بازتاب سازمان ادوار را بشناسه و بنویسد که گروهی موسوم به فلان و يا بخواهد از كلمات محقرانه استفاده كند، مهم نيست كه برگزاري كلاس هاي انقلاب مخملي را به گردن ما بندازد، الحمدالله مواضع سازمان هميشه روشن بوده و اگر زماني احساس كند كه انقلاب مخملي هم براي منافع ملي و دموكراسي موثر است قطعا اونرا علني و شفاف با همه مردم و گروهها طرح خواهد كرد، و همچنين مهم نيست كه دوستاني كه سابقانا در ايران بوده و در حال حاضر در خارج از كشور امكان دفاع از خودنشو را ندارند و از تريبوني براي اعلام نظر برخودار نيستند را با حدس و گمان و كينه بزنند.

چرا كه حرف هاي ياوه از آدم هاي حقير و سبك نمي توانه اينقدرا مهم باشه، مهم صداقت شفافيت و قانوني عمل كردن و طرح مطالبات صادقانه است. مهم دست نداشتن در خون ریزی و جنایته مهم اينكه آدم در پيشگاه خدا و مردمش رو سفيد باشه، مهم اينكه بخاطر كشورش و مردمش مدال خدمت و صداقت به گردنش باشه مهم اينكه خودش و خانوادش دست شون به مال و اموال يك ملت آلوده نباشه، مهم اينكه اعتبار داشته باشه و نه به خيانت كاري متهم باشه و شناخته شده باشه

هر چند سازمان ادوار تحکیم پاسخ دروغ های بازتاب را داد اما به نظرم لازم است که از سایت مذکور و گرداننده اصلی اش یعنی محسن رضایی به دادگاه شکایت برد، هر چند اين آقايان تا مادامي كه پا رو دم خود اشون نذارند از مصونيت برخوردارند.

جوابیه سازمان به مطلب اول

ادوارنیوز: در پی انتشار مطلبی در سایت بازتاب وابسته به سردار محسن رضایی فرمانده سابق  سپاه پاسداران و انتساب اتهاماتی به سازمان دانش آموختگان، شورای مرکزی این سازمان با صدور بیانیه ای ضمن تکذیب اکاذیب منتشره از سوی بازتاب ، توضیحاتی رادر این زمینه برای اطلاع عمومی ارائه کرده است که در پی می خوانیم:

اخیرا سایت بازتاب با انتشار مطلبی با عنوان« فوائد ناشناخته جام جهانی برای دانشجویان نورچشمی» به انتشار و انتساب آگاهانه مطالب کذبی به سازمان دانش آموختگان ایران پرداخته است که ذکر چند نکته را در ارتباط با این موضوع لازم می دانیم.

1- سازمان دانش اموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت) تشکل شناخته شده سیاسی و دارای پروانه فعالیت از کمیسیون ماده 10 احزاب می باشد که به طور شفاف در چارچوبی معین و روشن به فعالیت پرداخته و می پردازد. استفاده سایت بازتاب از عبارت« گروه موسوم به ادوار تحکیم» نشان از این دارد که نویسندگان و سفارش دهندگان این مطلب،سعی در ایجاد جو روانی و القا این مسئله را دارند که خواننده را با گروهی غیرقانونی و ناشناخته روبرو نمایند تا در ادامه بتوانند سایر اتهامات را با دروغ پراکنی و شبهه افکنی القا نمایند.

2- سازمان ادوار تحکیم همواره در چارچوب استراتژی مشخص و شفافی فعالیت نموده است و بر اساس استراتژی سازمان تلاش اعضا برای تحقق دموکراسی و حقوق بشر بر مبنای تحولات دموکراتیک درون زا و با تکیه برپتانسیلهای درونی بوده است . از نظر ما ملت ایران در طول تاریخ خود که به درازای تاریخ تمدن بشری است همواره نشان داده که ظرفیت و استعداد لازم برای پیشبرد اهداف و آرمانهای خود را دارا بوده است و در تاریخ معاصر نیز کشور ما طلیعه دار جنبشهای آزادی خواهانه و عدالت طلبانه بوده است.

در شرایط موجود برغم ناکامی هایی که مردم به دلیل ساختار متصلب حکومتی با آن مواجه بوده اند، نشان داده اند در هر عرصه که دخالت ساختار معیوب و ناکارآمد دولت کمتر بوده است مردم بر مبنای استعداد و توانایی های خود به برنامه ریزی و اقدام پرداخته اند و موفقیت های قابل توجهی به دست آورده اند. طبیعتا چنین ملتی و کشوری به دلیل دارا بودن ظرفیت و توانایی ملی خود، قادر به حل مسائل و مشکلات در جهت استقرار حاکمیتی ملی و دموکراتیک و گسترش آزادیهای اجتماعی و سیاسی و برقراری توسعه می باشند. اگرچه پیمودن این راه، سخت و با هزینه ها و دشواریهاروبرو است.
سازمان دانش آموختگان ایران ضمن احترام و منزلتی که برای تلاش و تکاپوی مدافعان
واقعی حقوق بشر و دموکراسی( در داخل و خارج از کشور) قائل است، بر این باور است که در شرایط موجود آگاهی و همبستگی و انسجام طیفهای مختلف ایرانی تحولخواه تسهیل کننده گذار مسالمت آمیز به سوی دموکراسی خواهد بود. بر این اساس همانگونه که پیشتر نیز اعلام نموده، معتقد است
هر
گونه دخالت خارجی یا اختصاص بودجه های مسئله برانگیز از سوی قدرتهای جهانی نه تنها مشکل گشای کشور ایران نیست، بلکه اینگونه حمایتها و دخالتها نه تنها به سود جریان دموکراسی خواه و جنبش اجتماعی مردم ایران نیست بلکه جنبش تحول خواه مستقل ایرانی را بیشتر در معرض تهدید اقتدارگرایان قرار خواهد داد.

3- سازمان ادوار تحکیم وحدت همچنانکه تاکنون نشان داده است جدای از نظر نهادهای امنیتی و دنباله های آنان در سایت بازتاب ، اگر به تصمیمی برسد جسارت دفاع از آن را نیز دارا است. همانگونه که تصمیمات این مجموعه بصورت کاملا شفاف و بر مبناب خرد جمعی اتخاذ می شود، سازمان از تصمیمات خود و مجموعه دفاع می کند و در قبال مصوبات و عملکرد ارکان و اعضای مجموعه خود را پاسخگو می داند.
در این راستا اعلام می نماییم مطلب منتشره توسط گردانندگان سایت بازتاب مبنی بر« نقش سازمان ادوار تحکیم در برگزاری نشستهایی در خارج از کشور» ضمن اینکه سراپا کذب و دروغ محض است و هیچگونه ارتباطی با استراتژیهای این سازمان که مواضع اعلام شده آن مغایر با شرکت در چنین نشستهایی است، ندارد. اعلام می کند حضور فرد یا احدی در این گونه برنامه ها و نشستها ارتباطی با فعالیتها و برنامه های سازمان ندارد.

در پایان به گردانندگان سایت بازتاب توصیه میکنیم به جای متهم کردن و پرونده سازی برای جریانات سیاسی به پرسشهای بی شمار مردم در مورد تصمیم و عملکرد ایشان که منجر به تداوم جنگ و کشته شدن فرزندان میهن انجامید پاسخ گویند و چرایی سیاستهایی که مجددا می تواند به جنگی دیگر و تحمیل دوباره آسیبهای بی شمار به مردم شود را پاسخگو باشند.

+ نویسنده:هادی کحال در جمعه 26 آبان1385 و ساعت 1:33 بعد از ظهر |

دو روز پیش توی خیابان مصاحبه با ایلنا انجام دادم،  از این بابت روی خیابان تاکید دارم که دوستانم روی این کلمه من حساس شده اند. بگذریم در مورد غیر قانونی شدن اتحادیه و کانون کارفرمایان، آقای عطاردیان دبیر این کانون را سال گذشته به ادوار دعوت کردیم و فرد بسیار مطلع و محترمی است، اما دولت کریمه زحمت کشیده و انتخابات این نهاد را غیر قانونی اعلام کرده، مصاحبه منتشر شده ام را دیدم بدون اینکه هماهنگی قبلی برای ادیت با دوستان ایلنا بشه. الحمدالله کلی هم سانسور و بدون ذکر ادوار مصاحبه کار شده است.

دولت محترم دو تا کار را از روزی که اومده بدرستی هم تشخیص داده انجام داده است. تغییرات نهادی و ساختاری، چرا که تاسیس نهادهای غیر دموکراتیک و بستن نهادهای دموکراتیک و باطل کردن شیوه های مراجعه به اجماع عمومی ، مثل اونچه در تحکیم و انجمن ها در حال رخ دادن است، آنچه بر سر کانون صنفی روزنامه نگاران اومده، اونچه که بر سر کارگران اتوبوس رانی و اتحادیه اونها اومد و برخورد با NGO ها رخ داده و نوع اتهاماتی که به احزاب زده میشه و تلاش برای ایجاد نهادهای جدید مثل اونچه که در صندوق مهر رضا و یا تلاشی که برای انتقال سازمان های مدیریت استانی به زیر نظر استانداری ها می شه. به نظرم دولت در برخورد با شرق و ..... و همه نهادها از جمع چند کلمه بدرستی تبری می جوید نهاد+ استقلال+ اقتدار

هر چه که در اون امکان انتخاب باشد و مستقل از او هم باشد و از اقتدار حداقلی به معنی تعیین کنندگی برخوردار باشد و عامل بازدارنده نهادی تعریف شود باید منهدم شود. به نظرم دولت دارد بخوبی می داند که چگونه باید عمل کند تا به نتایج دلخواهش برسد

اما متن این مصاحبه را در ادامه بخوانید

يك فعال سياسي:
شعارها و عملكرد دولت در تناقض است
دولت در پي افزايش قدرت خود مي باشد

تهران- خبرگزاري كار ايران

يك فعال سياسي با انتقاد شديد از انحلال كانون هاي عالي كارگري و كارفرمايي گفت‌‏: در شعارها و عملكرد دولت تناقض جدي وجود دارد .

به گزارش ايلنا," هادي كحال‌‏زاده" گفت‌‏: از يك سو اصل 44 قانون اساسي با هدف گسترش بخش خصوصي در عرصه اقتصاد و محدود كردن دولت ابلاغ مي شود و از سوي ديگر شاهد دخالتهاي جدي دولت در همه عرصه ها و كاهش قدرت تصميم‌‏گيري بخش خصوصي هستيم . وي افزود‌‏: حجم گسترده دخالت دولت در اقتصاد و نبود توان لازم براي حيات بخش خصوصي , آينده اقتصادي ايران را با ترديد جدي رو به كرده است .وي لازمه رشد بخش خصوصي را توانمند كردن نهادها و ايجاد تشكلهاي مستقل از دولت در عرصه‌‏هاي عمومي دانست و گفت‌‏: دولت نهم به دنبال افزايش قدرت است و در اين راستا ابتدايي‌‏ترين حقوق قانوني نهادهاي مستقل همچون تشكلات كارگري و كارفرمايي را تضييع مي‌‏كند.

"كحال زاده" افزود : برخوردهاي وزارت كار با تشكلات كارگري و كارفرمايي باعث شده تا حداقل‌‏هاي ايجاد شده در گذشته از بين برود و زمينه ساز گسترش و ضربه شدن دولت شود . وي با اشاره به مقاوله‌‏نامه هاي جهاني گفت‌‏: اين اسناد و مقاوله نامه هاي بين المللي كه به تاييد كارشناسان ايراني و مقامات دولتي و مجلس شوراي اسلامي نيز رسيده بر پايبندي ايران به حداقلهايي تاكيد دارد كه مهمتر ين آنها حق آزادي تشكلات است.

کد خبر: 366763

+ نویسنده:هادی کحال در چهارشنبه 24 آبان1385 و ساعت 1:33 بعد از ظهر |

برنامه های سازمان برای انتخابات که بیشتر معطوف به آگاهی رسانی و اطلاع رسانی و بررسی وضیعت موجود است با همکاری جامعه زنان انقلاب اسلامی در حال برگزاری است. دوستان علاقمند می توانند برنامه ها را بشرح زیر مورد استفاده قرار بدهند

۱- مفهوم حقوق شهروندي و موانع تحقق آن در فرهنگ ايراني اسلامي _11 آبان                                                     {  دکتر پيمان - مهدي اميني‌زاده}
2- بررسي سير شوراها از آغاز تا کنون -  18 آبان                                                               {دكتر ابراهيم يزدي – تقي رحماني – اعظم طالقاني}
3-جايگاه خبرگان در ساختار حقوقي جمهوري اسلامي _ 25                                                  {مهندس سحابي – دکتر کاتوزيان – دکتر محسن کديور }

4-حقوق شهروندي و انتخابات _ 2 آذر                                                                                                                                  {بابک احمدي – محمد علي دادخواه – کامبيز نوروزي}
5- انتخابات و تأثير آن بر جايگاه ايران در جامعه جهاني_  9 آذر                                                                                    {دكترالهه کولايي – دكترهرميداس باوند – دکتر اسدي}
6- زنان، انتخابات و حقوق شهروندي _16 آذر                                                                           {طاهره طالقاني – فاطمه گوارايي – فريده غيرت}

7
- انتخابات و تأثير آن بر موقعيت اقتصادي – اجتماعي شهروندان (20 آذر)                                         {دکترستاري‌فر/ (ميدري) – غني‌نژاد – نيلي/ (طبيبيان) – سعيد مدني}


مکان مراسم: خيابان هدايت ؛ نرسيده به چهارراه صفی عليشاه؛ پلاک۱۹۱؛ جامعه اسلامی زنان

+ نویسنده:هادی کحال در شنبه 20 آبان1385 و ساعت 10:0 قبل از ظهر |
مجلس لایحه ارسالی دولت را با ۵/۲ میلیارد دلار تامین ارز از طریق صندوق ذخیره ارزی برای خرید بنزین تائید و تعدیل کرد و دولت با هزار جنگ و دعوا و ناز و کرشمه خلاصه یک پولی گرفت و رفت.دیدم بد نیست یک توصیفی از وضیعت موجود بنزین بکنم.

از سال ۸۳ با دست کاری مجلس هفتم در برنامه چهارم قرار شد که نه قلم کالا از جمله بنزین از افزایش قیمت مصون بماند و هر سال مجلس در این باره نظر بدهد که زیاد بشود یا نه ، بنابراین قیمت بنزین از سال ۸۳ تا اکنون ۸۰ ریال باقی مانده، در حالی که قیمت بین المللی اون هر گالن از ۴۰۰ دلار تا ۶۵۰ الی ۷۰۰ دلار رشد داشته است. حالا مااز طرفی مابین ۶-۷ میلیون ماشین شخصی، ۶میلیون موتور، ۱ میلیون وانت و ۵۰۰ هزار تا تاکسی داریم که نزدیک به ۲ میلیون از این ماشین ها دولتی و نظامی است. این وسایل روزانه تقریبا ۷۱-۷۳ میلیون لیتر بنزین مصرف می کنند و نزدیک به ۷۵ میلیون لیتر گازوئل هم توسط سایر وسائل دیزلی مصرف می شود.پالایشگاه

از گازوئل که بگذریم که تمامش در داخل تولید می شه و وارداتی نداریم، از ۷۳ میلیون لیتری که در داخل مصرف روزانه می شه گفته می شود بین ۵/۰ تا ۱ میلیون لیتر قاچاق می شه و مابقی توسط این تعداد وسائل (که البته تقریبی است و آمار صد در صد درستی در جایی ندیدم) مصرف می شود. ما  تقریبا ۴۰ تا ۴۲ میلیون لیتر اونرا در داخل تولید می کنیم و نزدیک ۳۰ میلیون لیتر اونرا روزانه باید وارد کنیم. بیش از ۳۰ درصد خوردروهای کشور خودروهای فرسوده بالای ۲۰ سال هستند که گفته می شود قریب به ۵۰ درصد مصرف را به خود اختصاص داده اند.

از طرف دیگر ما ۲/۴ میلیون بشکه در روز تولید نفت خام داریم که ۷/۱ اونرا در داخل مصرف می کنیم و ۵/۲ اونرا صادر می کنیم. ما ۹ پالایشگاه داریم که از ۷/۱  میلیون بشکه در روز روزانه ۲۵۵ میلیون لیتر فراورده استحصال می کنند که ۴۰ میلیون لیتر بنزین، ۷۵ میلیون لیتر گازوئل و ۲۵ میلیون لیتر نفت سفید و مقداری گاز مایع تولید می شه که ۶۰ درصد این فراورش را تشکیل می دهد یعنی ما از ۷/۱ میلیون بشکه در روز نفت خام فقط می تونیم ۱۶ درصد بنزین بگیریم و مجبوریم مابقی اونرا از خارج وارد کنیم.

ما تقریبا امسال ۶ میلیارد بابت بنزین(حداقل) و سال گذشته ۵/۴ میلیارد دلار بابت واردات بنزین هزینه کردیم و این پول بسیار زیادی است ما بابت بدست آوردن ۲۵۵ میلیون لیتر فراورده (۷/۱*۵۵ دلار*۳۶۵ روز) نزدیک به ۳۵ میلیارد دلار در سال هزینه مصرف داخلی هم داریم که اگر فقط ۵ میلیارد دلار از بابت فروش فراورده ها از طریق خود مردم فرض کنیم که بازگشت بشود حدود ۳۰+۶ میلیارد دلار در سال برای بنزین و سوخت دود بر هوا می کنیم. 

حالا چند تا مشکل وجود داره،

۱- استاندارد مصرف در ایران ۸ تا ۱۰ لیتر بیشتر از استاندارد جهانی است و ترافیک و ناتوانی مدیریت شهری در رفع اون ۲ - قیمت در کشورهای همسایه تا ۱۰ تا ۱۵ برابر بیش تر از ماست  ۳ـ امکان پالایش ما در بالاترین ظرفیت ممکن است و تقریبا امکان بیشتر برای پالایش وجود نداره  ۴ ـ امکان ساخت پالایشگاه تاکنون بدلیل زیان اقتصادی وجود نداشته و هر پالایشگاه ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار لیتری ۵ سال با بالغ بر ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیون دلار طول می کشه و هزینه داره  ۵ـ امکان واردات و ظرفیت واردات نهایتا در حدود ۲۷-۳۰ میلیون لیتر در روز است و ما با صددرصد امکان و ظرفیت  واردات داریم بنزین وارد می کنیم و بیش از این امکان واردات نداریم  ۶ـ قیمت و تقاضا بسیار کم کشش هستند و زیاد شدن قیمت تاثیر جدی بر مصرف ندارد. ۷ ـ پالایشگا ههای ما فرسوده و قدیمی است و پرت و پس آب بالای می دهد و با توجه به تحریم امکان بهره وری بالاتر نیست  ۸ـ نفت ما غالبا نفت سنگین و ترش است و پالایشگاههای ما عموما بر اسای استفاده از نفت سبک و برای تولید سوخت حرارتی طراحی شده و تغییر این الگوی تولید کار بسیار دشواری است  ۹ - هر نوع دست کاری در بنزین اعم از سهمیه بندی و دو نرخی کردن و کنترل مصرف اثر مستقیمی بر سایر کالاها در ایان می اندازد.۱۰ ـ  هر گونه کاهش در صادرات نفت و افزایش مصرف داخلی علاوه بر محرومیت از درآمد قدرت ما را در اوپک بشدت کاهش می دهد

۱۱ـدولت ما الحمد الله دولت مردم گرایی است و هر چه مردم می پسندد می رود در حوزه شکم و خورد و خوراک تامین می کند و اصلا نه برنامه و نه جسارت تحول جدی را دارد. ۱۲- دولت و مجلس بخاطر حفظ قدرت و درگیری در بحران های بین المللی و شرایط کشور تاب و توان ایجاد و مدیریت بحران تازه ای را ندارند. بنابراین در عین اینکه انتقاد می کنند و می گویند مصرف فلان است و چقدر بد است بدلیل نداشتن برنامه و عدم توجه به کار کارشناسی و نبود استراتژِی مشخصی، صرفا بحران را به تعویق می اندازند و حاضر نیستند که یک جراحی جدی یا برنامه ملی را برای خروج از بحران بکار گیرند.

یعنی ظاهرا خوردیم به ته کوچه بن بست بنزین

شرایط خارجی بد و عدم سرمایه گذاری خارجی و نبود چشم انداز در کنار عدم سوددهی پایین در بخش پالایشگاه و حضور محافل قدرتمند در راس صنایع خودروسازی و وجود رانت های گسترده و..... استفاده از پول نفت و تزریق اونرا به اقتصاد همراه با اندکی قر زدن و ترش روی ظاهری و اکراه به عنوان ساده ترین راه در پیش روی ما قرار داده است.

+ نویسنده:هادی کحال در چهارشنبه 17 آبان1385 و ساعت 1:4 بعد از ظهر |
 

در مطلب قبلی با عنوان "اخبار تلخ اما شاید شیرین" به دیدار به آقای منتظری و توجه ویژه ایشان به مساله دانشگاه و دانشجویان اشاره کردم و از سر ناراحتی نقدی شاید تند به برخی از اصلاح طلبان اشاره کردم و یه دوستی و یا دوستانی با سوء استفاده از اسم دیگران ده تا کامنت را با یک ادبیات طی ده دقیقه برام گذاشتند.

آیت الله منتظری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اما بگذریم هر وقت که قم می روم و امکان دیدار مهیا می شه آقای منتظری با لطفی که داره علیرغم حوصله و بیماری ماها را وقت می ده و از مجکمی، حافظه قوی و اطلاعات به روز ایشان شگفت زده می شیم. صفای دل ، صداقت و محکم بودن و با درایت برخورد کردن در مسائل و شجاعت از نقد از خود ایشان و تحول و تغییر در دیدگاه ، به روز بودن علمی و به روز بودن اخبار، از ویژگی های آقای منتظری است

هر وقتی هم دوستان علاقه مند یا کنجکاو من رو بعد از رفتن قم می بینند و از ایشون می پرسند. می پرسند که خیلی آدم ساده ای؟ فراموشی گرفته؟ چیزی از سیاست می دونه؟ و..... اما به ای کاش بسیاری از اصلاح طلبان مدعی که سالهای حصر ایشون کلامی از او می گفتند ، کمی از شجاعت و مردانگی و اخلاص ایشان رو داشتند

هر وقت منتظری را می بینم از خلوص و صداقتش حظ می کنم و انگار از یک سرچشمه ای زلال جان تازه و طراوات می گیریم. خدایش برایمان حفظش کند.

از میلاد اسدی گل بابت عکس هایش تشکد می کنم

+ نویسنده:هادی کحال در سه شنبه 16 آبان1385 و ساعت 3:3 بعد از ظهر |

از روزي كه قرار مي شود تا يك دانشجوي اقتصاد به مدرسه اقتصاد پاي نهد و خلعت آموختن اين دانش اجتماعي را بر تن كند، عرضه و تقاضا را به عنوان نخستين الفبا و الزام آموختن در پيش روي خود مي بيند و قيمت را به عنوان مفهومي متصل و محل تلاقي آن دو مفهوم مي شناسد. در گامي بعد به شناخت بستر تعييّن اين مفاهيم يعني بازار ناگزير مي شود و سيري از مفاهيم از پي آن براي آموختن و آگاهي در دستور كار قرار مي گيرد. شناخت تنوع جغرافياي عمل و تاثر متقابل عرضه و تقاضا و كاركرد متفاوت قيمت ها در هر يك، در قالب مفهوم انواع بازار ها، به مراحل پسيني آموختن اقتصاد مبدل مي شود. دامنه اي از رقابتِ كامل تا انحصارِ كامل به عنوان محك و متري از تفسير شرايط بازار و ابزار شناخت مورد توجه قرار مي گيرد.

دانشجوي اقتصاد مي آموزد كه رقابتِ كامل متعالي ترين شكل كاركرد نظام قيمت هاست كه در آن رهايي، آزادي و سياليت و اختيار موج مي زند. ساختار اين مدينه فاضله ساختاري شفاف و آزاد است كه رقابت ناب جوهر وجوديش را شكل داده است. اطلاعات و آگاهي، نبود محدوديت و رهايي ، يك رنگي و نبود قش در آن مستولي است و هزاران عرضه كننده و هزاران متقاضي در آن به اختيار خود مي آيند و مي روند و دخول و خروج دلخواه آنان آسيبي به ديگري و ساختار كلان آن نمي زند. قيمت در متعالي ترين تمايل و تفاهم به تعادل عرضه و تقاضا مي پردازد. نمونه اي از يك دموكراسي ناب كه همگان در تمناي آنند تا اكسيرش بر وجود همه بازارها پاشيده شود. رقابت كامل مي شود آرزو و آرمان.

اگر ذي نفوذي اراده مطلقش را بر همگان تسري بخشد معرف انحصار كامل است . اگر طبقه اي از عرضه كنندگان به هژموني خود و اعمال محدوديت خود بپردازند، نمايي از انحصار چندگانه را در ذهن آن دانشجو متبادر مي سازند كه قيمت در آن ساختار، كاركردي متفاوت مي يابد. گاهي اين انحصار در آنسوي تقاضا کنندگان نيز شکل مي يابد و انحصار قطبي را پديد مي آورد. اين تنازع عرضه كننده يا عرضه كنندگانِ محدود با تقاضا كنندگان ، مدل هاي مختلفي از رفتار و بر هم كنش را متجلي مي سازند كه تئوري مشهور بازي ها توصيفگر بخشي از آن است. و آن دانشجو مي آموزد و مي خواند تا بي نهايت تقابل و انعطاف را، با آن مفاهيم ابتدايي، كه قيمت، عرضه و تقاضا چه كاركردها و واكنش هاي متنوع و متفاوتي را در برابر هم خواهند داشت.

گرايشي از اقتصاد سياسي با نام" انتخاب عمومي" همت مبسوط خود را صرف توصيف "آنچه هستِ" عرصه قدرت از منظر روابط و الگوهاي اقتصادي نموده، در قالب انبوهي از مفاهيم اقتصادي كه در تكاپوي توضيح رابطه عرضه و تقاضا برآمده اند به پيش بيني و تفسير شرايط مي پردازد. عرضه کنندگان ايده و برنامه خود را در ازاي دريافت  قيمت _در شکل راي_ مي فروشند و تقاضا کنندگان، شهروندان عمومي هستند که کالاي مورد نظرشان که نحوء وکالت شان در قدرت است را با راي مي خرند. و اين پايه اي بر تحليل شرايط بازار مي شود.

وقتي كه به عنوان يك دانشجوي اقتصاد به بازار سياست و قدرت نظر مي كنيم، شرايط حال مان را با انحصار چند جانبه و گاهي انحصار مطلق مقارب تر و مقارن تر مي يابيم تا رقابت انحصاري و فاصله ژرف را با آرمان رقابت كامل حس مي نماييم. تقاضا کنندگان و عرضه کنندگان مرزي مختلط دارند و احزاب مستقل از قدرت و يا رانده شده از درگاه آن را شايد بتوان در کنار تقاضا کنندگان و در حاشيه بازار به حساب آورد.

نبود جريان آزاد اطلاعات و آگاهي از ذات آنچه ارائه مي شود تا اعمال نظارت استصوابي آنهم از نوع خشك و متصلبش و غلبه محدوديت هاي فراوان كه به قانون هاي آمرانه بزك شده است ، از تنگي مشمئز كننده بازار حكايت دارد. و اوامر ايدولوژيک حاکميت  انتخاب را از حقي دلخواه  به تكليفي لازم الاجرا بدل نموده است. ِبرندها و مارك ها محدودند و منحني انتخاب در حضور و عدم حضور در اين بازار بي تفاوت، اما گويي براي احزاب خارج از انحصار حضور اجباري تر!

اين است كه انتخاب يا عدم آن، دلمشغولي سالانه هر شهروند معمولي و يا سياسي در ايران است.او در نقطه اي از منحني بي تفاوتي سرگردان، كه بر انتخاب پاي فشارد تا از پس تكرار مستدام ، فضايي موسع تر از گذشته هموار شود يا از كنارش به بي تفاوتي بگذرد. "چه بايد كرد"ش دغدغه اي است مناقشه برانگيز! كه گريبان احزاب مستقل و شهروندان آگاه را گرفته است.

انتخابات شوراي شهر و روستا و خبرگان نمونه اي از اين دلمشغولي در اين روزگار است. براي احزاب مستقل از قدرت، مضايقه اي همچون آنچه رفت در بستر عمل نهفته و از سوي ديگر برنامه، هدف، استراتژي و ابزار و وسايل تامين اين هدف در آشفتگي بي نظيري گرفتار آمده است. عموما براي احزاب مستقل از قدرت و متمايل به شركت يا برنامه جامعي براي اداره شهر كه مبتني بر شناخت همه جانبه عوامل موثر بر مديريت شهر باشد وجود ندارد و به ناچار شعارها فاقد مبناي برنامه اي و مبتني بر توصيف آرزوها و آمال آنان است. در صورت وجود برنامه نيز ، امكان و چگونگي تحقق برنامه هاي حداقلي و الزاماتي  نظير تامين مالي، چگونگي همراهي مراكز متعدد تصميم گيري و غلبه بر منافع قدرت و تطابق با اختيارات شورا كه  تضمين كننده اجراي آنست وجود ندارد.

حضور و كسب كرسي شوراي شهر، غالبا براي بازگشايي مسيرهاي بعدي حضور در قدرت ، تحميل وزن اجتماعي به صاحبان قدرت و بهره مندي از امكانات مالي آن مورد توجه است. يعني معاوضه هدف و وسيله. غالبا هم فرض ابتدايي و مبناي تصميم گيري جريان ها ،‌ پيروزي قاطع و تحقق برنامه هاي حداقلي و سيطره بر عوامل بازدارنده موجود در قدرت و مراكز متعدد تصميم گيري است و برنامه رقابت و چگونگي حضور  از انتزاعي تحسين برانگيزي از واقيعت بنا شده است. چنانچه در فهرست بندي احزاب همسايه اين تصور فاصله جدي ايجاد مي نمايد.

اما به نظر مي رسد از پس  شرايط اينچنيني و مصائب مايوس كننده، راهي براي خروج متصور باشد. چنانچه حضور در قالب هدف متعالي تري تعقيب شود و تحرك در انتخابات به چشم فرصتي براي رسيدن به اهداف بلندتري از كسب قدرت در نظر گرفته شود دستاوردهای بهتري را براي نيروهاي مستقل در پي خواهد آورد. چنانچه حضور در انتخابات و بهره مندي از فضاي آن به عنوان ابزاري براي تامين اهدافي چون كسب اعتبار و بازسازي اطمينان اجتماعي و احيا توان بسيج كنندگي احزاب مستقل تعريف شود و از آن براي گفتگو ميان احزاب با بدنه، احزاب با مردم، احزاب با احزاب و احزاب با حاكميت استفاده شود. محدوديت ها و محروميت ها ، بر گسترش افتراق و آشفتگي و بي تفاوتي موثر نخواهد بود. چنانچه فضاي موجود به نفع تقويت نهاد ها در افق جامعه مدني و گفتگو هاي چند جانبه ميان احزاب- احزاب، احزاب - جامعه و احزاب - حاكميت مورد استفاده قرار گيرد، تدبر براي رفع نقص هاي دروني و ضرورت كسب صلاحيت و اعتبار از طريق مسلح شدن نيروهاي سياسي به ابزار اقتصادي و نگاه اجتماعي و برنامه دار شدن براي اداره شهرها در دستور كار قرار گيرد و همبستگي حداقلي براي بقا در عرصه عمومي در نظر باشد نتيجه انتخابات بر كاركرد و توان و فضاي عمومي تاثير اندك تري همچون گذشته خواهد نهاد.

بنابراين از پس اين روضه پر غصه، تعميق و تمرين دموكراسي براي خود و شهروندان و اثر بر قدرت، دست يافتني تر خواهد بود. اگر رسيدن به آن رقابت كامل از دل انحصار دشوار كنوني مراد باشد مي توان فارغ از نتيجه و شكل به غني محتوي پرداخت و دل مشغولي و دور باطل بي تفاوتي را مفري  يافت.

+ نویسنده:هادی کحال در دوشنبه 8 آبان1385 و ساعت 11:24 بعد از ظهر |

دیروز برنامه اعتراض به محرومیت دانشجویان از تحصیل در سازمان ادوار برگزار شد و نسبت به اخراج و محرومیت ظالمانه ای که بر دانشجویان فعال در عرصه های سیاسی و اجتماعی و صنفی بود اعتراض صورت گرفت. این اقدام سازمان ادوار در کنار مصاحبه های چند تن از دوستان شورای مرکزی، برگزاری کنفراس مطبوعاتی مشترک با تحکیم و صدور بیانیه و تشکیل کمیته مشترک بررسی وضیعت بچه های اخراج شده از جمله اقداماتی بود که به نظرمان آمد تا برای افشا و شاید تغییر در وضیعت موجود دانشگاه ها موثر باشد.

اما شاید مهمترین اقدام و تقریبا بی نتیجه ترین اقدام ، تشکیل یک کمیته مشترک از سوی ادوار و دفتر تحکیم بود که بنده هم افتخار پی گیری برخی از کارهای کمیته را برعهده داشتم. از جمله اقدامات این کمیته دیدار با شخصیت ها، گروهها و مصاحبه و اطلاع رسانی عمومی و خصوصی بود بی آنکه نامی از کمیته در میان باشد . با آقایان کروبی و خاتمی و منتظری و صانعی و معین و دیدارهای سرپایی با سایرین مثل آقای حجاریان و کدیور داشتیم و همچنین خیلی بی سر و صدا از طریق برخی دوستان برای برخی از نمایندگان مجلس هفتم هم دیدار و پیغام و پس غام داشتیم. با سازمان مجاهدین و مشارکت و انجمن اسلامی مدرسین و مشارکت هم قرار های گذاشته شد . مشارکت هماهنگی نشد و مقام شامخ دبیر انجمن اسلامی مدرسین آقای حاضری هم که گمان کردن عده ای از مریدان ایشان با ایشان دیدار دارن پس از کلی ناز و عشوه در ساعت مقرر نیامد و پیغام داد که من ۲ ساعت دیگه می آیم و عملا شکر خدا خودمان را از فیض دیدارش محروم کردیم. اما از دیدارها، شاید گفتگو با نمایندگان موثر تر از مابقی بود اما دیدار با آقای منتظری مصفا تر و دلچسب تر از همه بود. آقای خاتمی اولش با ما سر سنگین و رسمی بود و بعد از ۵-۶ دقیقه خودمانی شد و وقتی دید نیامده ایم اینجا انتقاد کنیم و مودبانه و دوستانه صحبت می کنیم ، خیلی گرم گرفت و شروع کرد به حرفهای تند زدن.و.... از اتفاق یکی از دوستان نت برداری می کرد ناگهانی متوجه شد و گفت من کاری ندارم این نت برداری برای خودت بعد ها مشکل ایجاد نکند؟ و روح من کاشونی شاد شد که دیدم الحمدالله ملت یزد از محافظه کاری از ما سابقونند. اما مثل همیشه این دیدار هم بی خاصیت بود. آقای کروبی وقت داد و قول پیگیری حالا کرد یا نکرد خدا عالمه ولی ظاهرا خاصیتی نداشت. برادر معین هم برای اینکه گله پیش نیاید که آقای فلانی شما چرا نگفتید و من را مطلع نکردید که ۸ تا را ۱۸ تا کنم خدمتشان رسیدیدم . ایشان هم فرمودند که البته من پیش بینی می کردم و دانشگاهیان باید فلان باشند و بهمان و بروید این کار ها را بکنید و کارهای اصلا و ابدا بلد نبودیم مثل مصاحبه و اطلاع رسانی یادمان دادند. فردای آنروز هم مطلبی نوشتند که "کودکان را دریابیم". و انگار که هیچ مسئولیت اجتماعی ندارند. سازمان مجاهدین هم دیداری بود و قرار شد بیانیه ای داده شود که ندادند و فقط در پایان قطنامه کنگره از هر دری سخن آمد و از دانشگاه هم روضه ای خوانده شده بود.

خلاصه این بزرگواران مدعی حداقل کاری که می توانستند بکنند را هم نکردند . بی خیال بی خیال. آقای دکتر عباس شاکری رییس دانشکده اقتصاد علامه را دیدم که روحانی بوده و فرد بسیار باسوادی است و از ارداتمنان به آقای منتظری و اصلاحات، تا گفتم آقای دکتر یه موضه یه اعتراض کوچک اساتید به این رویه دادش درآمد و عن قریب بود که را بزند.

الهی الحمدالله که مردان مدعی اصلاحات اینقدر بی عرضه و بی عمل و منفعل و متکبرند. الهی شکر که موج تصفیه به آقایان هم خواهد رسید.

این ها را بنا نداشتم که بنویسم چون قرار نبود علنی شود و شاید گفتنش از زبان عضو شورای مرکزی یک حزب مناسب نباشد. اما وقتی محدودیت علیه آقای کدیور و حجاریان را دیدم هم ناراحت شدم هم خوشحال. اما این تلخی شاید لازم باشد.

۸ سال تلاش مردانه و صادقانه از اصلاحات، از آن شعارهای که خود مدعیانش در عمل و رفتار باوری برای آن ندارند، ۸ سال صدها تن از دوستان ما از زندگی تحصیل و موقیعت های خوب جوانی گذشتند و حالا هر جا که کم می آورند امسال آقای جلایی پور ، یک فحش و توهینی هم مزد دست شما درد نکنی  به دانشجویان و تحکیمی می دهند. نمی دانم کدام قشر جامعه بیشترین هزینه و کمترین منفعت و چشم داشت را به شعارهای آقایان داده که حالا از ترس موقیعت نداشته بی خیال بی خیال از کنارش عبور می کنند. واقعا به قول آقای منتظری اگر کسی فریاد بر این ظلم عظم بر نیاورد ظالم است. حالا آقای معین در مورد کودکان برود مطلب بنویسد آقای خاتمی عکس ۵ هزار دلاری یادگاری در واشنگتن بگیرد و اساتیدی مثل شاکری پرخاش کنند و مثل آقای فرشاد مومنی متلک بیاندازند

الهی شکر که آسیاب ظلم و ستمگری به نوبت است. اما بدبختانه آزموده ها در این مملکت صدها بار آزموده خواهد شد

+ نویسنده:هادی کحال در یکشنبه 7 آبان1385 و ساعت 8:37 قبل از ظهر |
مهندس موسوي

۱۳۰ شاخه گل رز از طرف شوراي مركزي سازمان ادوار به پاس ۱۳۰ روز مقاومت و مبارزه در انفرادي به آقاي دبير كل هديه شد. اما شرمنده اين هديه در جوي آبي در خيابان شريعتي و در كمال بي كلاسي.

اما اين ۱۳۰ شاخه گا توي ج.ي هديه دادن هم مي تونه دهها منظور داشته باشه ولي ما از روي منظوري اين كار رو نكرديم ولي مي تونيم تفسير روش بذاريم

+ نویسنده:هادی کحال در دوشنبه 1 آبان1385 و ساعت 1:0 قبل از ظهر |
Powered By
BLOGFA.COM
BLOGFA> Balatarin