تبليغاتX
یاداشتهای نه چندان خصوصی

نامه سرگشاده مهدي اميني‌زاده به آقاي احمدي‌نژاد در مورد اظهارات اخير سخنگوي دولت

به نام خدا

رياست محترم جمهوري، جناب آقاي احمدي‌نژاد

جنابعالي از ابتداي ورود به رقابتهاي انتخابات رياست جمهوري تاکنون همواره سخن از عدالت‌طلبي و مهرورزي گفته‌ايد و همواره خود را مدافع حقوق مسلم ملت معرفي نموده ايد اما متاسفانه به نظر مي‌رسد به لوازم عملي شعارهاي خود پايبند نبوده و نيستيد آنچه که من مي‌خواهم در اينجا بدان بپردازم پايمال شدن حق مسلم من و تعدادي ديگر از دانشجويان و محروميت آنان از ادامه تحصيل است اينجانب مهدي اميني‌زاده عضو پيشين شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در آزمون کارشناسي ارشد سال گذشته در رشته علوم سياسي دانشگاه مفيد قم پذيرفته‌شدم اما متاسفانه پس از ثبت‌نام بر اساس نظر کميسيون بررسي صلاحيتهاي عمومي وزارت اطلاعات از ادامه تحصيل محروم شدم و عليرغم پيگيري‌هاي مکرر تاکنون تغييري در اين نظر وزارت اطلاعات صورت نگرفته ‌است و همچنان من و تعدادي ديگر از دانشجويان از ابتدايي ترين حقوق خود محروميم، اخيراً سخنگوي دولت شما در کنفرانس مطبوعاتي خود در اين مورد در اظهار نظري عجيب گفته‌است" اين از موارد «خودگويي و خود خندي عجب مرد هنرمندي» است و در ادامه نيز با رد اين واقعيت آشکار مدعي شده‌است : آنقدر نگاه دولت متزلزل و كوتاه نشده‌است كه بخواهد به اين امور بپردازد و وسعت نظر دولت آنقدر گسترده است كه بايد تمام آحاد مردم و جوانان از فرصت‌هاي موجود در كشور به نحو احسن استفاده كنند. نگاه و افق دولت به اين حد پايين نيست"

جناب احمدي‌نژاد متاسفانه آنچه که از نظر سخنگوي دولت شما خنده‌دار به نظر مي‌رسد واقعيت تلخي است که گريبانگير بسياري از دانشجويان کشور مي‌باشد. جامعه دانشجويي کشور اکنون خود را بر سر دوراهي ابراز عقايد فردي و گروهي و مشارکت در مسائل سياسي و عقيدتي و يا حق ادامه تحصيل مي‌بينند و متاسفانه تعدادي از دانشجويان از ترس تيغ بران گزينش وزارت اطلاعات دم فرو مي‌بندند و سر در لاک خويش فرو مي‌برند و عده‌اي ديگر نيز هر روز شاهد افزايش فاصله خود از نظام سياسي که کمترين حقوق شهروندي آنها را به رسميت نمي‌شناسد هستند و نتيجه چنين وضعيتي نيز کمابيش از اکنون آشکار است.

آقاي احمدي‌نژاد اگر دانشجويي مخالف دولت شما و يا سياستهاي نظام باشد، عدالتي که از آن دم مي‌زنيد اجازه مي‌دهد او را در دادگاهي بدون حضور خودش پشت درهاي بسته وزارت اطلاعات از ابتدايي حقوقش محروم نمائيد؟ آيا آزادي، عدالت، حق ادامه تحصيل ، حق اشتغال و .... تنها منحصر به طرفداران شما و يک طيف خاص از جامعه است و ديگرن از آن محرومند؟ چه مبناي قانوني مبناي اقدامات وزارت اطلاعات است ؟

وزارت اطلاعات دولت شما در حالي اقدام به اخراج دانشجويان از دانشگاه مي‌نمايد که علاوه بر ميثاق جهاني حقوق بشر و اصول قانون اساسي که حق بهره‌مندي از آموزش را جزء حقوق مسلم همه انسانها دانسته است که نمي‌توان هيچ کس را از اين حقوق محروم نمود حتي‌ مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز با تمام انتقاداتي که نسبت به جايگاه آن و مصوباتش وجود دارد اجازه چنين اقداماتي را به وزارت اطلاعات و هيچ نهاد ديگري نمي‌دهد ، در بند يک ضوابط گزينش دانشجو مصوب يکصد و پنجاهمين جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي افراد ذيل را از ورود به دانشگاه محروم نموده‌است:

" الف ) معتادين به مواد مخدر

ب) کساني که اشتهار به فحشا دارند

ج) معاندين به نظام جمهوري اسلامي (ونه معترضين)"

و در بند 4 همين مصوبه مصاديق عناد تعيين شده‌است:

" 1) مبارزه مسلحانه با نظام جمهوري اسلامي

2) داشتن وابستگي تشکيلاتي به گروههاي محارب

3) پرداخت کمک مالي به گروههاي محارب يا هواداري تشکيلاتي نمودن از آن گروهها يا داشتن عضويت در آنها

4) تبليغ ماترياليسم و اديان ساختگي (مراد از تبليغ صرف تفوه به افکار ماترياليسم نيست ، بلکه سعي در ترويج و اشاعه آن است "

من در ساليان گذشته در انجمنهاي اسلامي دانشجويان و دفتر تحکيم وحدت عضويت داشته‌ام و هيچ حکم قضايي در اين موارد عليه من صادر نشده است حتي خود وزارت اطلاعات نيز هرگز چنين اتهاماتي را متوجه من نکرده‌است مسلماً ممانعت از ادامه تحصيل من و بسياري ديگر از دانشجويان هيچ مبناي حقوقي ندارد و تنها بر مبناي سلايق شخصي مديران دولت شما صورت مي‌گيرد .

عملکرد وزارت اطلاعات دولت شما در نقض آشکار حقوق بشر و برخورد با دانشجويان به‌گونه‌اي است که حتي مايه استهزاء و خنده سخنگوي شوخ طبع دولت شما نيز گرديده‌است، حداقل به گونه‌اي رفتار نمائيد که سخنگوي دولت ناچار نشود براي توجيه اين اقدامات به بذله‌گويي و استهزاء و البته انکار حقيقت آشکار روي آورد و اگر هم واقعاً ايشان و جنابعالي اطلاعي از اين رفتارهاي وزارت اطلاعات نداريد کافي است از حراست وزارت علوم و يا وزارت اطلاعات ليست بلند بالاي دانشجويان اخراجي را درخواست نمائيد و يا به مطبوعات مراجعه نماييد تا مطمئن شويد آنچه جناب سخنگو خود‌گويي و خود خندي مي‌خوانند ظلم آشکاري‌است که هر روزه بر دانشجويان تحميل مي‌گردد و اگر واقعاً آنگونه که سخنگوي دولت شما گفته‌اند " آنقدر نگاه دولت متزلزل و كوتاه نشده‌است" اين گوي و اين ميدان از وزارت اطلاعات بخواهيد که به اين روند ظالمانه پايان دهد.

مهدي اميني‌زاده

 

+ نویسنده:هادی کحال در پنجشنبه 14 اردیبهشت1385 و ساعت 4:21 بعد از ظهر |

اول مه یا یازدهم اردیبشت، روز جهاني كار عنوان گرفته روزي كه بخاطر پاي فشاري بر احقاق حقوق و اصرار در برآوردن مطالبات صنفي از سوي كارگران، آرام آرام جايش را در تقويم ها باز كرده هيچ وقت رهبران كارگري آمريكاي شمالي و آمريكايي لاتين و اروپا گمان نمي كردندكه اصرار آنها در تامين حقوقشان به يك روز جهاني و تشكيل يك سازمان جهاني منجر بشه. شايد كارگران معترض آمريكايي كه جنبش ۸ ساعت كار رو در آمريكا سامان مي دادند و كشته هاي فراوان و زجرهاي بي شماري متحمل شدند گمان نمي كردند هر ساله در جهان براي پاسداشت مقام كارگران مراسم و يادبودي برپا بشه. اينه رو گفتم كه كارگران ايران و دانشجويان هم اميدوار باشن شايد اصرار اونها در مطالبه حقشون روزي را به نام كارگران اتوبوسراني يا كارگران نانوايي و...  و يا ۱۸ تير ، براي ماهها مراسمي برگزار بشه و از تلاش هاي دانشجويي و يا كارگري براي دموكراسي و صلح و امنيت و آزادي مراسم ها و تقديرهاي بشه! بايد اميدوار بود.

امروز فرصتي شد تا ادوار از نزديك از رنج ها و مصائب كارگران و كارفرماهها يادي بشه ، هر چند شنيدن ظلمي كه به كارگران اتوبوسراني، يا كفاشها  يا نانواهها شد بسيار دشواره. يكي ۸ ماه بيكار بود و براي مشكل قلب و عمل جراهي فرزندش كه ميليونها تومان پول لازم داشت سخن مي گفت و ديگري در گوشي از مصيبتي كه به خاطر واردات ۶۰ ميليون كفش چيني توسط يكي از نهادها بسرانشان اومده و منجر به جدايي خانوادهها ، يا بعضا فساد شده حرف مي زد....واي كه چقدر سخته شنيدن..واي كه چه حسابي پس خواهند داد اين حاكماني كه تلاشي براي احقاق حق اينها نمي كنن ..واي  واي  واي واقعا چقدر تلخ و دشواره

سازمان ادوار هم يك بيانيه براي امروز داده كه در ادامه مي تونيد بخونيد


ادامه مطلب
+ نویسنده:هادی کحال در سه شنبه 12 اردیبهشت1385 و ساعت 10:16 بعد از ظهر |

هر دم از این باغ بری می رسد.داشتم دیروز به این نکته فکر می کردم که چطور میزان نیوز هنوز فیلتر نشده ولی ادوار نیوز فیلتر شده، يادم از مباحثات و نقدهاي آن چنانيمون به دكتر يزدي افتاد و.... خلاصه اون ذهن توطئه اي كه توي تحكيم داشتيم گفت ديدي اين يزدي را از ادوار بيشتر تحمل كردن و... حاكميت نهضت رو بيشتر از سازمان كوچولومون تحمل مي كنه! كه خبر فيلترينگ ميزان رو ديدم و ميزان نيوز رو نتونستم باز كنم و سعي كردم با نگاه خوشبينانم رد فرضيه قبلي رو اثبات كنم.

اما در واقع حاكميت ديگه نه نهضت و نه ادوار، حتي جريان كارگزاران و مشاركت رو هم تحمل نمي كني و ملاحظه اونها رو هم نداره تا چه رسد به ما. ولي يك نكته اين دولت كريمه داره اون هم اقتدار توي اجراست الحق و انصاف احمدي نژاد مثل خاتمي معطل نمي كنه و حرف نمي زنه حداقل توي داخل كارش رو مي كنه و توي خارج هم اول حرف مي زنه بعد فكر مي كنه! هر چند از قدرت اجرايي لازم برخورداره اما روحيه عمل گرايانه و بلدوزري دولت قابل تامله، نق نمي زنه معطل نمي كنه و كارش رو انجام مي ده و مثل دولت خاتمي با ناز و اشوه ، مسائل رو كش دار نمي كنه.فكر مي كنم اگه خاتمي ۱۰ درصد روحيه عمل گرايانه احمدي نژاد را داشت اوضاع بهتر از اين بود كه هست. مثلا مي ره توي يك استان در جلسه اداري ۲۵۰مصوبه توي ۲ ساعت مي گيره و كسي جرات اين كه آقا يواش تر آقا اين كار كارشناسي نشده و ..... رو نداره توي هر دقيقه ۲ مصوبه مي گيره، يعني مي خونه بعدش همه مي گن مباركه

حالا هم خلاصه مباركه فيلتر شدن ها

+ نویسنده:هادی کحال در شنبه 9 اردیبهشت1385 و ساعت 7:30 بعد از ظهر |
امشب برای دیدن اخبار به سایت سازمان مراجعه کردم که دیدم پیام آشنایی:

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد

که مدتها ست در انتظارش بودم را دیدم و واقعا افسرده شدم هر چند به مدد فیلتر شکن های مختلف امکان باز شدن اون مهیاست اما تنها تریبون حداقلی ما از ما سلب شد. واقعا متاسفم. هر چند فیلتر شدن شتری بود که در خونه ما در نهایت می خوابید و دیر و زود داشت، اما سوخت و سوز نداشت. اما باز در ته قلبم امیدوارم فقط آ.اس.پی که من ازش کارت می گیرم فیلتر باشه ولی خودم می دونم که ذهی خیال باطل است

به هر حال دوستان اگه لطف کنن و وضیعت فیلتر شدن رو به آدرس advar_tahkim@yahoo.com ارسال کنن یا یک کامنت در اینجا بزارن ممنون می شم

+ نویسنده:هادی کحال در سه شنبه 5 اردیبهشت1385 و ساعت 1:12 قبل از ظهر |

اخراج مهدي اميني‌زاده از دانشگاه

مهدي اميني‌زاده عضو شوراي مرکزي سازمان ادوار تحکيم وحدت و عضو پيشين شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت از ادامه تحصيل محروم شد اين اقدام به دستور وزارت اطلاعات صورت گرفته‌است و براساس اين دستور سازمان سنجش از دانشگاه مفيد خواسته است از ادامه تحصيل وي جلوگيري نمايد، اميني زاده طي نامه اي که در پي مي‌آيد از تمامي انسانهاي آزاديخواه، سازمانهاي دانشجويي، نهادهاي مدافع حقوق بشر و احزاب و گروههاي اصلاح‌طلب براي احقاق حق از دست رفته‌اش تقاضاي کمک نموده‌است:

 

به نام خدا

حق مسلم من در دولت مهرورزي؟

سال گذشته که براي شرکت در آزمون فوق ليسانس آماده مي‌شدم هرگز تصور نمي‌کردم در کشوري که به آن عشق مي‌ورزم حتي امکان ادامه تحصيل هم به من داده نشود، اما چند روز پس از ثبت نام در رشته کارشناسي ارشد علوم سياسي در دانشگاه مفيد قم  از سوي اداره آموزش دانشگاه گفته شد کميسيون بررسي صلاحيت استاد و دانشجوي سازمان سنجش از دانشگاه خواسته است از ادامه تحصيل من جلوگيري نمايد و پس از پيگيري در سازمان سنجش مشخص شد اين اقدام سازمان سنجش به درخواست وزارت اطلاعات صورت گرفته‌است و پس از آن نيز هرچه بيشتر پيگيري کردم کمتر به نتيجه رسيدم و تاکنون تغييري در اين تصميم صورت نگرفته است ظاهراً دولت مهرورزي از آغاز کار کمر همت بسته تا حداقل حقوق شهروندي که مردم در ساليان گذشته به دست آورده‌اند را بازپس بگيرد از جمله حق ادامه تحصيل،چند سالي بود که مردم به لحاظ ادامه تحصيل فرزندان خود قدري آرامش رواني يافته بودند و احساس مي‌کردند که سياستهاي اعمال شده پس از انقلاب فرهنگي و تصفيه اساتيد و دانشجويان منتقد از دانشگاهها و منوط شدن اين حق به اثبات وفاداري به حاکميت و حداقل اثبات عدم تعارض و يا تظاهر به عدم تعارض با هيچيک از نظرات دولتمردان اصلاح شده است، مسلماً همه ما در بين دوستان و آشنايان بارها شاهد اين اقدام گزينش بويژه در نخستين سالهاي پس از انقلاب فرهنگي بوده‌ايم، در ساليان اخير اعمال گزينش براي تحصيل از بين رفت و يا کمرنگ تر شد اما مجدداً به نظر مي‌رسد در به پاشنه اول بازگشته است و ظاهراً قرار است دولت آقاي احمدي‌نژاد دانشجويان منتقد را از حق ادامه تحصيل محروم نمايد و جالب است که اين اقدامات با شعارهاي عوامفريبانه‌اي چون عدالت و مهرورزي صورت مي‌گيرد و دولت خود را مدافع حقوق مردم معرفي مي‌نمايد و در همان حال بخشي از شهروندان خود را از ابتدائي ترين حقوق خود محروم مي‌نمايد سئوال من به عنوان يک شهروند از مسئولين امر بويژه کساني که شعارعدالت طلبي سر مي دهند اينست که چه قرائتي از عدالت به شما اجازه مي‌دهد ابتدا طرفداران خود و کساني که در بسيج سازماندهي کردا‌يد را در کنکور و ساير آزمونهاي رقابتي از انواع سهميه ويژه بهره‌مند نمائيد و امکان ورود به دانشگاه عليرغم بهره‌مندي از صلاحيتهاي علمي را براي آنان مهيا نمائيد و پس از آن اگر دانشجوي ديگري توانست وارد دانشگاه شود وزارت اطلاعات در محکمه‌اي که او حتي حق حضور در آن را ندارد حکم به اخراج او دهد الحق که مسئولين و مقامات کشور تخصص ويژه‌ و نبوغ زيادي در تباه نمودن تمامي مفاهيم زيبا و پر محتواي انساني دارند، اينک سئوال من از مدعيان عدالت و مهرورزي اينست که ما به عنوان انسانهايي که در اين کشور متولد شده‌ايم از چه حقوقي برخورداريم؟ ابتدا گفتيد اداره کشور و حضور در پستهاي حساس نياز به درجه بالاي تعهد دارد و به اين ترتيب با اتخاذ رويه‌هايي چون نظارت استصوابي، گزينش و... بسياري از مردم را از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن و يا حضور در مشاغل و پستهاي مهم محروم نموديد پس از آن اين امر را به مشاغل عادي دستگاههاي دولتي تسري داديد و درنهايت حق ادامه تحصيل را از منتقدين سلب نموده‌ايد، امثال من نخواستيم وکيل مجلس شويم و يا مشاغل حساس و حتي مشاغل ساده دولتي داشته باشيم من مي‌خواهم ادامه تحصيل دهم آنهم در يک دانشگاه غيرانتفاعي با صرف هزينه‌هاي هنگفت آن، آيا دولت مهرورزي مي‌خواهد مرا از اين حق ساده شهروندي نيز محروم نمايد؟ کدام کشور ديگر دنيا را سراغ داريد که شهروندان خود را از حقوقي مانند ادامه تحصيل محروم نمايد؟ به هر حال معتقدم  براساس آموزه‌هاي دين اسلام ، صراحت قانون اساسي، ميثاق جهاني حقوق بشر و حتي مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي ادامه تحصيل حق مسلم من است و اين اقدام وزارت اطلاعات را نقض آشکار حقوق بشر مي‌دانم. من از اين حق خود صرف نظر نخواهم کرد و در اين راه از تمامي انسانهاي آزاديخواه، سازمانهاي دانشجويي، نهادهاي مدافع حقوق بشر و احزاب و گروههاي اصلاح‌طلب تقاضاي کمک مي‌نمايم.

 

مهدي اميني زاده

1/2/1385

+ نویسنده:هادی کحال در دوشنبه 4 اردیبهشت1385 و ساعت 1:38 بعد از ظهر |

نفت، ايران و آمريكا

 

در نخستين روزهاي ارديبهشت، تابلوهاي بلند بالا در بورس نيويورك و لندن شگفتي ساز شدند و بلند ترين تركيب تاريخي از اعداد را در كنار هم چيدند تا خريدارن و فروشندگان، معامله گران بالاترين قيمت ها در تاريخ نفت باشند.

اوج گيري قيمت ها تا 77 دلار و 17 سنت در بورس نيويورك اگرچه به مثابه يك شوك نفتي تلقي نشد اما بيانگر اوج نگرانيها از آتيه عرضه انرژي در جهان بود. فشار صعودي به قيمت ها و عبور از مرز 70 دلار ، به دليل نگرانيها از روابط ايران و غرب و تحولات پرونده هسته اي ايران و همچنين ادامه مناقشات در نيجريه و ادامه كاهش در ذخاير بنزين ايالات متحده ذكر شد.

اگر چه بازارهاي بورس نفت، مكان خريد و فروش نفت واقعي نبوده و صرفا به خريد و فروش كاغذي و سلف تعلق دارد، اما اين بازارها همانند حس گرهاي بازار واقعي  عمل نموده و در حقيقت انتظارات از آينده، شكل دهنده اصلي بازارهاي سلف مي باشند. در اين بازار ها، قيمت براساس تحليل و انتظاري كه معامله گران از دو دسته عوامل بنيادي بازار و غير بنيادي دارند مشخص مي شود. عوامل بنيادي موثر در قيمت ها، همان تراز عرضه و تقاضاي نفت و ميزان دوري و نزديكي مقدار نفتِ موجود از نقطه تعادلي عرضه و تقاضا است. چنانكه مازاد عرضه و يا كمبود عرضه،  به ميزان حجم و اندازه اش ، نوسان در قيمت ها ايجاد مي نمايند.

اما عوامل غير بنيادي بازار كه عوامل برونزا و خارج از اراده فعالان بازار است در برگيرنده طيف وسيعي از عوامل مي باشد. ميزان رشد و يا ركود در اقتصاد جهاني، ميزان خريدها و حجم بازار سفته بازي ، شرايط جوي و ميزان برودت هوا، ميزان مسافرت ها در كشورهاي پر مصرف، مشكلات فني و پالايشگاهي و ميزان حجم سرمايه گذاري در ميادين و تاسيسات نفتي ، حوادث غير مترقبه و بلاياي طبيعي  و از همه مهمتر التهابات ژئوپولتيك در جهان خصوصا در خاورميانه، از عمده ترين عوامل غير بنيادي بازار محسوب مي شوند.كه بصورت فشار به طرف تقاضا بر بازار و قيمت ها ظاهر مي شوند.

بدرستي مي توان التهاب هاي ژئوپولتيك و شرايط امنيتي و سياسي را از مهترين عوامل نوسانات قيمت در نيم قرن اخير دانست. شوك نفتي 1973 بدليل جنگ اعراب و اسرائل و انقلاب اسلامي ايران در 1997 و جنگ خليج فارس در ،1990رقم زننده چندين شوك در تاريخ نفت بود. اين حوادث بدليل مخاطراتي كه براي امنيت عرضه ايجاد نمودند فشار سنگيني به قيمت ها در جهان وارد ساختند.

در سه سال اخير نيز در كنار عواملي چون رشد اقتصادي كشورهاي توسعه يافته و همچنين هند و چين ، طوفان كاترينا و بعضا مشكلات پالايشي در آمريكا، مهمترين عامل افزايش قيمت ها، تنش هاي سياسي در كشورهاي صادر كننده نفت خصوصا منطقه خليج فارس بوده است. اشغال عراق در كنار تهديدات تروريستي در عراق و عربستان و ناآرامي در فلسطين، نيجريه و ونزوئلا و روي كار آمدن دولت افراطي در ايران، مجموعه اي از عوامل شد تا قيمت ها را در بازارهاي جهاني از 37 دلار در سال 2003به 77 دلار در سال 2006افزايش يابند.


ادامه مطلب
+ نویسنده:هادی کحال در یکشنبه 3 اردیبهشت1385 و ساعت 11:55 بعد از ظهر |
Powered By
BLOGFA.COM
BLOGFA> Balatarin