تبليغاتX
یاداشتهای نه چندان خصوصی

من تلاش مي كنم واقعا در حد وسعم انصاف رو رعايت كنم و بي خودي چيزي ننويسم. اما امروز يكي از دوستان اين عكس رو توي وبلاگش گذاشته بود واقعا حيفم اومد اون رو توي اينجا نذارم. احمدي نژاد واقعا يك پديده است. من فقط شگفت زده مي شم فقط! رييس جمهور در حال سخنراني كفش هاشو در آورده!

جز شگفتي توضيحي نداره!

ديروز در مورد دولت تازه با دوستان بحث بود و يكي از ملازم آقاي دكتر درخشان كه حقيقتا از ‍سوپر ژنرال هاي بسيار بزرگ اقتصاد ايران است نقل مي كرد كه ايشون از منظر يك استاد دانشگاه دو اشكال عمده به احمدي نژاد دارد و مي گه كه اشكال بزرگ احمدي نژاد اينه كه از ابتداي دوران تحصيلش تا دكترا در دانشگاه علم و صنعت بوده و دانشگاه ديگر و فضايي ديگر و متد ديگري رو تجربه نكرده و جهان رو از دريچه دانشگاه علم و صنعت مي بينه  و دومين اشكالش اينه كه تا حالا به خارج از كشور نرفته. چون اگه اين دو تا كار رو كرده بود متغيير هاي ذهني و عوامل موثر در تفكرش دامنه گسترده تري پيدا مي كرد و جهان رو از دايره علم و صنعت نمي ديد.

اشاره جالبي دكتر درخشان به نظرم داره اين اشكال خيلي از بچه هاي هم سن و سال من هم هست، حتي بزرگترهاي ما هم هميشه سبد تصميم سازي شون خيلي كوچيكه و مسائل رو خيلي ساده انگارانه تحليل مي كنن. ما يك روشي در اقتصاد داريم كه بواسطه اون تابع رياضي بين برخي از متغيير ها تعريف مي كنيم تا بواسطه روابط مكانيكي چندين متغيير ، توان مقايسه يا پيش بيني رفتاري رو پيدا كنيم كه بهش مي گن اقتصاد سنجي مثلا رفتار مصرف كننده گان در يك كشور براي كالاي مشخصي در دوره معين بصورت كمي در مي آيد و رابطه افزايش درآمد سرانه با افزايش يا كاهش مصرف اون كالا استخراج مي شه يا تابع تقاضا براي اون كالا معلوم مي شه. از روي اون تابع رفتار مصرف كننده  در گذشته پايه اي ميشه براي پيش بيني رفتار آتي اون . اونجا ده ها عامل و متغيير مستقل و وابسته نسبت به هم تغييراتشون اندازه گيري مي شه تا از هم كنش اين عوامل يك حادثه پيش بيني بشه تازه يك ضريب خطا هم معمولا در نظر گرفته مي شه . مثلا مصرف كالاي تابع درآمد فرد ، قيمت كالا ، قيمت كالاهاي جانشين ، فرهنگ مصرف كننده و... است و آمار مربوط به هر كدوم از اين عوامل مثلا براي دوره ده ساله استخراج مي شه و از مجمع اثر اين عوامل با هم ديگه توي ده سال روند مصرف استخراج مي شه و هزاران كار ديگه كه مي شه كرد و هزارن مدلي كه توي اقتصاد مي شه سنجيد اينجوري در حقيقت يك نوع فرمول سازي براي مسائل اقتصاديه. بگذريم

ولي تابع تصميم گيري خيلي از ماها يعني سبدي كه عوامل مختلف موثر بر يك پديده جمع مي شند معمولا تك عنصري و محدود است و پديدها خيلي جبري و ديالكتيكي فرض مي شن. ما از اتفاقيك روش ديگه هم توي اقتصاد داريم كه براي ساده كردن و تسهيل در فهم مسايل هم مدل مي سازيم و به شرط ثابت بودن (ان)تا عامل روابط یک یا دو عامل رو می سنجیم و از سادگی به پیچیدگی می رسیم ولی متاسفانه همنطور که گفتم ماها توی مدل ذهنمون از شرايط سیاسی کشور فقط به الگوی ساده شده اکتفا می کنیم و متغییر های دیگر را متعمدا و یا از روی جهلمون وارد مدل نمی کنیم. فرضا اگه بخوایم تصمیمی بگیریم، توي سبد تصمصميمون دو سه تا عامل بيشتر وارد نمي كنيم و از سر رفت دو سه تا عامل به يك تحليل مي رسيم و متناسب بر اون، عمل مي كنيم و از گزاره چون ...... فلان است پس ............فلان مي شه به تحليل مي رسيم تازه ماها همه رو هم كم فهم و ناتوان از درك پيش فرض هاي ذهنيمون مي دونيم و اين مي شه بلاي جونمون كه به بي اعتباري بيشتر ما و البته توهم بيشتذ ما كمك مي كنه. در حالي كه در جهان واقع عوامل بي شماري روي هم تاثير مي گذارند و اساسا بخاطر درهم تنيدگي عوامل متعدد ، پيش بيني و هدايت حوادث در ايران غير ممكنه. متاسفانه ماها عادت كرديم همه چيز رو ساده بگيريم

يك عده عادت كردند فرض كنن آمريكا مي آد و جمهوري اسلامي رو در خودش حل مي كنه و جمهوري اسلامي در نظم موجود بزودي همين دو سه روزه حل مي شه و نمي خوان از غافله عقب باشن و يك عده ديگه در انتظار ظهور منجي مي نشينند تا بياد و ان ارض يروث ها عباده الصالحون رو محقق كنه و نمي خوان از غافله عقب بمونن . بنابراين چون قراره زمين به صالحون برسه  لقد كتبنا في ذبور بعد الذكر برسه آمريكا رو رفتني مي بينن. اقتصاد و سياست و معيشت رو دستوري مي بينن و مثلا فرض مي كنن با تثبيت دستوري قيمت ها ديگه تورم درست نمي شه يا با بخش نامه به بانك ها نرخ بهره پايين مي ياد يا با حلوا گفتن دهن شيرين مي شه . خلاصه فكر مي كنن كه رضا خان از نوع اسلامي شن، در مقابل عده تحولات اجتماعي رو مطابق ذهنشون متقابلا دستوري فرض مي كنن كه آره انفجار در موتور كوچك به انفجار تو موتور بزرگ منجر ميشه و اگه چرخ دنده كوچك شروع به حركت بكنه ، حتما چرخ دنده بزرگه هم راه مي افته

چه مي شه كرد من چون كاشوني هستم بيشتر از اين در وصف اين دو سر طيف معظم حرف نمي زنم كه لا يكلف الله نفسا الا وسعها

+ نویسنده:هادی کحال در پنجشنبه 31 فروردین1385 و ساعت 1:29 قبل از ظهر |

مدتها بود که بدنبال فرصتی برای نوشتن مطلبی در مورد نرخ سود بانکی و تغییر و تحولات اقتصادی می گشتم که تعطیلی جمعه این فرصت رابرای من مهیا کرد و فرصتی شد تا در مطلب زیر پیرامون حضور مدیریت جدید و چالش های پیش رویش ذهنم را جمع و جور کنم بنابراین مطلبی که در زیر آمده بضاعت بسیار اندکم در این زمینه است . امیدوارم که دوستان لطف کنن و مطلب را بخونن و من را از اشکالات فراوان املایی و نگارشی و محتوی و شکلی آگاه کنن تا حقیر بواسطه لطف دوستان بیشتر بیاموزم و انشائ الله ویرایش نهایش رو در ادوار نیوز قرار دهم.

                                     علائم استقرار رژیم اقتصادی جدید ایران

طرح منطقي كردن نرخ تسهيلات بانكي، به عنوان نخستین مصوبه سال، از تصويب مجلس گذشت و این عیدی محافظه کاران به اقتصاد ایران، پايان بخش مجادله دو ساله ای ميان كارگزارن 16 ساله گذشته اقتصاد ايران و رهبران تازه نفس اقتصادي جديد شد. منازعات علمي كه به پشتوانه نظريات بسياري از علماي اقتصاد و تجارب عملي مديران ديروز در مخالفت با تصویب چنین طرحی اتخاذ شد تاب قدرت و اراده عمل گرايان نو رسيده را نيافت و بخش قابل ملاحظه ای از نیروهای اقتصادی و اجرایی که شاکله و بنیان مدیریت کشور را در طی دو دولت پیشین عهدار بودند به عقب نشینی و شکست واداشت.

 تصویب طرح منطقی نمودن نرخ تسهیلات بانکی که دولت را موظف میسازد تا به صلاحدید خود طی سه سال مانده برنامه چهارم نرخ بهره بانکی را یک رقمی نماید، آغازگر دوره تازه ای در مدیریت اقتصاد و تغییر در بافت اقتصادی کشور محسوب می شود و ادامه سایر تغییرات اقتصادی مورد نظر محافظه کاران جدید در ایران است. تغييرات عمده در مفاد برنامه چهارم و تصويب بودجه جنجالي و مغاير برنامه تغيير يافته سال 85 و اصرار در تصويب سالانه طرح تثبيت قيمت ها و طرح مساله تك رقمي نمودن نرخ سپرده هاي بانكي در ايران در کنار طرح آزمون شده و به شکست خورده سهام عدالت و اصرار به تشكيل صندوق اعانه ملي(مهررضا) ، حكايت از تغييرات ژرفي در سپهر اقتصادي ايران و نشاني از دوران افول انديشه هاي اقتصادي دو نوسازي اقتصادي و سياسي 16 ساله گذشته داشت كه از پس آزمون و خطايي پر هزينه به ثبات و نظمي حداقلي دست يافته بود.


ادامه مطلب
+ نویسنده:هادی کحال در شنبه 19 فروردین1385 و ساعت 1:8 قبل از ظهر |

سال نو به همه دوستان مبارک باشه امیدوارم سالی پر از خوشی و برکت برای همه باشه هر چند سالی که نکوست از بهارش پیداست سالی که با آزمایش موشک فجر ۳ ، با زلزله و آوارگي تعدادي از هموطنانان مان و همچنين با قطعنامه شواري امنيت شروع بشه شايد سالي خوبي به نظر نرسه. اما به هر جهت بايد اميدوار بود

امروز ۱۲ فرودين سالروز تصويب و تاييد جمهوري اسلامي در رفراندم سال ۵۸ است. چهارچوبي از حكومت كه هنوز بعد از ۲۷ سال در موردش و محتوي و چگونه بودن و چگونه بايد بودنش سخن زياد است.به انتزاع عملكرد مختلط و دستاوردها و پيامدهاش و آن واقيعتي كه در حال اجراست، در مورد محتوي مورد توافق اوليه اش سخن بسيار است.عده اي جمهوري اش را حاصل تقيه آقاي خميني مي دانند كه بدليل شرايط به آن افزوده شد و عده اي به سخنان پاريس موجودش، اشارت دارند كه جمهوري همان جمهوري همچون همه جمهوري هاست  كه قوانين اسلام در آن اجرا مي شود. به هر شكل مدلي است كه به قولي هنوز در مورد اصلش بين علما اختلاف است.اما فارغ از اين حقيقت عينيت يافته، مناقشه ذهني هنوز برپاست و بسته به تغيير و تحولات قدرت، اين مناقشات ذهني بدنبال ه‍ژموني و تفوق خود بر ديگري است. گويي اسب سركش قدرت معطل تعيين تكليف ذهن علما مانده تا كدام قرائت پيروز شود و بر اساس آن عمل كند. خير اينچنين نيست.در روزگار انتخابات مجلس هفتم مجادله كلامي ميان ما دانشجويان با علما اصلاح طلب مشتاق حضور در انتخابات بود. البته پيش از رد صلاحيت ها ، كه علما بي خيال شركت در انتخابات شوند و از ته مانده ماسيده ديگ آبروي اصلاحات خرجي نكند. اما آنان در اين گمان بودند كه پيروز ميدان مدل واقعي جمهوري اسلامي را تعيين خواهد كرد. البته اينچنين شد اما نه در رقابت بلكه پيروز قدرت كه به رقابت عادلانه تن در نمي دهد و مردم اعتباري براي اصلاح خواهان قائل نيستند و نبودند در آن روزگار. بگذريم!

اما اين روز براي من هم يادآور در گذشت مرحوم الهيار خان صالح است رجل ملي و يار با وفا و صادق مصدق و نهضت ملي كه از روش و منش او بسيار شنيدم ولي كمتر از او يادي در بيرون شد.صالح براي مردم دهه ۴۰ و ۵۰ شهر ما يك اسطوره بود و البته براي من هنوز اسطوره است امروز گشتم تا عكسي از و بيابم ولي نيافتم.در ايام تابستان ۷۸ پيش از ۱۸ تير هر روز به مركز اسناد انقلاب اسلامي مي رفتم تا ۷ جلد پرونده او را بخوانم. يك روز وجب كردم ديدم ساواك براي صالح ۱ متر كاغذ چيده روي هم و از سال ۲۱ و ۲۲ براي او از شهرباني تا ساواك اوراق و مدارك جمع شده . بارها احترام مخصوص بزرگان در برابر نامش را شاهد بودم و صدها خاطره از مجلس ۱۶ و ۲۰ كه او نماينده كاشان در آن را داشت ازخاطر پير مردهاي شهرمان بيرون كشيدم او براي آنان يك اسطوره بود. صالح براي همه كساني كه دلي در گرو وطن و سرافرازي وطن دارند. براي همه آنان كه اين كلام شيرين حافظ كه

 آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است              با دوستان مروت با دشمنان مدارا

را سر مشق رفتار و گفتارشان نمودند . براي همه آنان كه صداقت و سادگي و بي آلايش برايشان يك اصل است.  يك اسطوره است . صالح براي همه سياستمداران بزرگي كه چنين منش و روشي راي پيشه خود ساخته بودند همراه و همسفر مباركي است. الهيار صالح ۲ سال بعد از تصويب جمهوري اسلامي درست در همان روزي كه به نام جمهوري اسلامي نام گرفت. آرام و ساكت در سكوتي بي مانند رفت. يادش گرامي

+ نویسنده:هادی کحال در شنبه 12 فروردین1385 و ساعت 7:6 بعد از ظهر |
Powered By
BLOGFA.COM
BLOGFA> Balatarin