تبليغاتX
یاداشتهای نه چندان خصوصی
نوروز مبارک بادسال نو بر همه دوستان مبارک باد
+ نویسنده:هادی کحال در یکشنبه 28 اسفند1384 و ساعت 11:23 قبل از ظهر |

اواسط اسفند ماه هر سال بچه های کرد دانشگاه خودشان را برای حضور در مراسم سالگرد قربانیان حلبچه آماده می کردند . مراسمی که در دانشگاه تهران توسط اکراد دانشجو برگزار می شد و عکس ها و فیلم های این جنایت بزرگ منتشر می گردید. بچه های کرد و دوستان عزیزمان هر سال ما را به ظلم و جنایتی که بر مردان و زنان و کودکان بی دفاع حلبچه روا شده بود توجه می دادند. از موقعی که از دانشگاه بیرون ُاومدم از دوستان هم کمتر خبری دارم و نمی دونم که در دولت جدید که همه چیز رو توطئه و مسائل را امنیتی می بینه به بچه ها مجوز دادند یا نه . اما تا دو سه سال پیش یاد بهار با تلخی و تاسف از دردی که به مردم حلبچه، کردستان عراق و کردهای ایران روا داشته شده بود آغاز می شد.

دو سال پیش مجالی پیدا کردم که خاطرات دوره کودکی رو یکبار دیگه مرور کنم و بخشی از کردستان را که در نوجوانی ندیده بودم ببینم . من با پدرم تقریبا بجز ماکو از مهاباد نقده و اشنویه تا سردشت و سنندج و کامیاران را دیده بودم . بواسطه حضور بخشی از خانوداه ام در کرمانشاه روزگاری اطراف کرمانشاه رو هم زیاد دیده بودم. اما بهار دو سال پیش رخصتی دست داد تا از پاوه و نوسود و منطقه پایینی کردستان دیدن کنیم. وقتی که آدم از ماکو شروع کنه تا ایلام و روی یک نوار مرزی راه بره به مظلومیت و بردباری مردمانی پی می بره که علاوه بر ثروت بی نهایت سرزمین و زیبابی بی نهایت خصوصا در بهار، از محروم ترین و ستم دیده ترین مردمان این کشورند . شاید هیچ قومی را در ایران نتوان پیدا کرد که به اندازه اکراد از سرمایه های بالای انسانی ،از ادیب و دانشمند و تحصیل کرده برخوردار باشند و تا چند سال آینده خواهیم دید که بالاترین تحصیل کرده را در کشور در مقایسه با جمعیتشون و محرومیتی که بهشون تحمیل کردن متعلق به اونها خواهد بود بگذریم!

از نوسود تا نزدیکی مرز یعنی روستای طوئله راه زیادی نیست و از طوئله به سلمانیه و حلبچه بطور جداگانه راه وجود دارد. حلبچه به مرز ایران هم نزدیک است و گمان می کنم اگه روستای طوئله را نقطه صفر مرزی در نظر بگیریم تا حلبچه ۳۰ تا ۴۵ دقیقه با ماشین در امتداد خط مرزی فاصله و جود دارد. یعنی شاید بین مرز تا حلبچه نیم ساعتی فاصله نباشد. در بهار که تا بالای کوههای درون خاک ایران تا جایی که امکان دارد گشتی زدیم و از زیبایی بی مانندش مست و مدهوش شدیم چه طبیعت بکر و زیبای چه کوههای سرسبز و چه دامنه خوش آب و هوایی از نوسود که هنوز پلاک های دیوارهای بعضی از کوچه هایش به عربی نوشته شده و روزگاری در تصرف عراق بوده تا جوانرود نزدیکی کرمانشاه هنر و توان خالق را بخوبی می توان دید و از سرسبزی مناظر حض فراوان برد.

در جنگ تقریبا بخش قابل ملاحظه از ارتفاعات در اشغال عراق بوده و وقتی که مردم حلبچه به همکاری با ایران متهم می شوند و ظاهرا در بیرون راندن ارتش عراق از شهرشان توسط نیروهای ایرانی همکاری می کنند. بمب های شیمیایی جان شهرشان و احشامشان و زندگیشان و تمام وجودشان را می گیرد. واقعا چه مردم ستم کشیده و رنج دیده هستند مردم کردستان چه در این حکومت و چه در رژیم گذشته و چه در دولت صدام و چه در حکومت حسن البکر،از هر دو طرف مورد اذیت و آزار واقع شدند و جنگ کافی بود تا سالها فقر و استضعاف را به آنان تحمیل کند. در جنگ ایران چه بارزانی و چه بعدها که طالبانی طرف ایران را گرفتند و از این طرف هم قاسملو و شرفکندی طرف صدام را گرفتند هر چند در میانه از او جدا شدند.قرارگاه رمضان هم به یمن کمک خانواده بارزانی ضربات سخت و حیرت آوری به عراق زد و الایشگاه کرکوک  فقط یک نمونه از این ضربه ها بود. اما هزینه این ضربات را در حلبچه دیدیم که چگونه پس دادند.

در این ایام سال نو برای مردم کردستان رشد و بالندگی و برای کشته شدگان دعای غفران و مغفرت داریم

+ نویسنده:هادی کحال در یکشنبه 28 اسفند1384 و ساعت 10:57 قبل از ظهر |
بالاخره اکبر گنجی هم آزاد شد. از این که اولین عید پس از ۶ سال زندان در کنار خانوداه است خوشحالیم خداوند به آزادی همه دربندان و گرفتاران در زندان که بخاطر بیان عقیده و نظر تحت ظلم قرار دارند کمک نماید

دیروز بچه ها به دیدن گنجی رفته بودند و گنجی علیرغم وزن کم و نحیفی مفرط با محاسنی بلند مثل همیشه پر انرژی با توان، گفته بود من صحبتی نمی کنم و خانوداه حرفهایش را در نامه ها زده است. ماندن بیرون گنجی بسیار مفید تر از رفتن دوباره او در زندان است س چه بهتر که مدتی سکوت کند.

این شب عیدی ۶-۷ نفر از کارگران هم در زندان بسر می بردند خصوصا آقای اصانلو و ستار امینی عزیز دعا می کنیم که بزودی همه آنها آزاد شوند و شاهد روزگاری باشیم که نسل های س از زندانی سیاسی و حتی اعدام سیاسی را تنها در کتاب ها و فیلم ها ببینند.

+ نویسنده:هادی کحال در یکشنبه 28 اسفند1384 و ساعت 9:41 قبل از ظهر |

وقتی حکم هاشم آغاجری اعلام شد آقای کروبی به عنوان رئیس مجلس و از دوستان آغاجری موضع گرفت و گفت این حکم ننگین بود. بعد از چند روز فشار به او برای پس گرفتن این حرف یکی از آقایان ماست مال و محافظه کار و از دوستان ایشون گفتند ایشون نگفته ننگین گفته سنگین، عده ای مونده بودند که بابا این سنگین گفته یا ننگین که کروبی گفت این حکم هم سنگین بوده هم ننگین

دیروز شنیدم که آقا مهدی گل ما آقای امینی زاده بهمراه سایر دوستان آقایان رضائی، صادقی، عظیمی و همچنین صابر و علیجانی و رحمانی و طیرانی از این حکم های سنگین و ننگین و رنگین گرفتن. آقای طیرانی و مهدی و محمد رضائی هر کدام ۲سال حبس تعزیری، علی اصغر صادقی و میکائل عظیمی ۱۵ ماه تعزیری و صابر علیجانی و رحمانی ۸ ماه تعزیری، این احکام اولیه برای ایجاد یک گروه مطالعاتی و خوندن کتاب های مجوز دار ارشاد و مطالعه اقتصاد و سیاست و تاریخ بود.جمعا این دوستان برای خوندن ۴ تا کتاب ۱۰ سال و شش ماه که اگه حکم علی رحمتی رو که نمی دونم دادن یا نه یا حکم جواد رحیم پور که هنوز ندادند رو بخواهیم زیاد کنیم معلوم نیست چقدر میشه . هر چند امید وارم که این حکم در تجدید نظر برگرده و حداقل تعلیق دائم بشه مثل غنی سازی

بچه ها بر رشد کیفی و افزایش قدرت و توان فردی و خود سازیشون هم باید هزینه بدن ولی اشتغال به فساد و تباهی ، نداشتن برنامه و التقاطی بودن و نا امید بودن هیچ هزینه ندارد. واقعا روزگاری غریبی بر مردم و کشورمون میگذره و ساخت سیاسی هیچ رشد خارج از نظر و خواستشون رو در هیچ حوزه بر نمی تابند چه اقتصادی و چه سیاسی و چه ورزشی و هر تحول و رشد و جهدی تا مادامی که تحت نظر و مراقبت و خواست باشه امکان حیات حداقلی داره

+ نویسنده:هادی کحال در سه شنبه 23 اسفند1384 و ساعت 10:16 قبل از ظهر |

امروز یک مقاله بلند نوشته یکی از اساتید دانشگاه اکسفورد در مورد چگونگی و احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران بدستم رسید. هرچند این مطلب بلند و خواندن اون نیاز به حوصله زیاد دارد اما برای تکلیف نوروزی دوستان خودنش توصیه می شه!

يك كارشناس انگليسي با انتشار گزارشي تحليلي پيامدهاي جنگ احتمالي عليه ايران را بررسي كرد . اين تحليل مفصل" ايران، پيامدهاي يك جنگ "نام دارد و در 12 فصل توسط پروفسور" پل راجرز "استاد مركز مطالعات صلح در دانشگاه " برادفورد "انگليس نوشته شده و مركز مطالعاتي " گروه پژوهش آكسفورد "آن را منتشر كرده است . متن زير برگردان خلاصه اي از اين گزارش است:

 مقدمه

برخلاف شرايط قبل از جنگ عراق، اكنون جنگ با ايران در مورد ادعاهاي مربوط به بلندپروازيهاي نظامي‌هسته اي اين كشور كمتر محتمل است، اما اين روند ممكن است تغيير كند . اگرچه يك راه ديپلماتيك براي حل اختلافهاي عميق بين واشنگتن و تهران همچنان ممكن است، ولي چنين احتمالي به طور روزافزوني در حال كاهش است . تداوم و يا افزايش مشكلات كنوني احتمال بروز يك اقدام نظامي‌از سوي آمريكا يا اسراييل را افزايش خواهد داد . بنابراين حتي در اين مرحله هم ارزش دارد كه نتايج و تبعات چنين اقدام نظامي‌مورد بررسي قرار گيرد .اگر اين استدلال كه حمله نظامي‌به ايران پيامدهاي جدي شايد حتي بدتر از مشكلات كنوني تجربه شده در عراق داشته باشد، آن گاه مي‌توان نتيجه گرفت كه تلاش به مراتب گسترده تري براي يافتن يك راه حل بديل هم ضروري و هم اضطراري است . در اين تحقيق چنين فرض شده كه هرگونه اقدام نظامي‌از سوي آمريكا يا اسراييل عليه ايران پيشدستانه و كاربردي و به منظور از كار انداختن تجهيزات هسته اي و برنامه موشكهاي با برد متوسط آن كشور بوده و مانع واكنش نظامي‌ايران شود . بنابراين در اين تحقيق احتمال نوعي حمله نظامي‌آمريكا براي سرنگوني حكومت در ايران مورد بررسي قرار نگرفته است . اين نوع حمله نيازمند پياده كردن دستكم 100 هزار نيروي پياده چه از سوي آمريكا و چه از سوي ديگر كشورهاي متحد آن است . در حال حاضر آمريكا چنين قابليتي را ندارد، چرا كه 150 هزار نظامي‌اين كشور در عراق هستند، حدود 30 هزار نيرو در مناطق غرب خليج( فارس )دارد و حدود 18 هزار نفر از نظاميان خود را نيز در افغانستان مستقر كرده است . هيچ حكومت ديگري نيز قادر به تجهيز چنين حجم عظيم نيرويي نبوده و از اين جهت برنامه تغيير حكومت تهران در اين گزارش بررسي نشده است .


ادامه مطلب
+ نویسنده:هادی کحال در سه شنبه 23 اسفند1384 و ساعت 9:48 قبل از ظهر |

دیشب شنیدم ظاهرا مناقشه ای برای خاک کردن چند شهید گمنام در دانشگاه شریف به پا شده و تعدادی از دانشگاهیان با این اقدام مخالفند . بیش از ۶۰۰ دانشجوی با این اقدام مخالفند اینجا شنیدن این خبر چند نکته به ذهنم انداخت فارغ از تلاش برای استفاده ابزاری از شهدا و امکان بسیج کنندگی نیروهای مذهبی حول سازمانهای اقدام کننده و دهها منفعت دیگری که برای این جریانها دارد . حضور بچه های شریف و اعتراض به وضیعت موجود و تشکیل حلقه انسانی و پا فشاری بر خواسته و جسارت در مخالفت با این اقدام جای خوشحالی بسیار دارد. اما یادم از بغض آقای میناچی افتاد وقتی که از غربت و تنهایی شریعتی سخن می گفت و می گفت دکتر وصیت کرده نماینده و مسئول این وصیت منم و من مصوبه هیات امنا حسینیه ارشاد را گرفتم که بدن دکتر در حسینیه خاک شود. زیر آفتاب در حیات و در فضایی باز اما آقایان مخالفند. میناچی می گفت بدن دکتر در کنار قبر حضرت زینب در دمشق خاک نشده است بلکه وکیوم شده به امانت نهاده شده این مساله به لحاظ شرعی مشکل دارد باید بدن ایشان را خاک کرد و از اون حالت خارج نمود .ظاهرا شهرداری آن منطقه زینبیه هم به خانواده شریعتی اخطار داده و یا اعلام کرده که در حال گسترش و بزرگ کردن اطراف حرم  قبرستان در طرح است. بند خدا بغضی کرده بود و می گفت به ما اجازه دفن نمی دهند در حسینیه و می گویند ببرید روستای محل تولدش و هر آنی امکان دارد بدن شریعت زیر چرخ های بلدوزرها تکه تکه شود. هر چند از دزدیدن بدن پدر دکتر شریعتی مرحوم محمد تقی سخن گفت و گفت چگونه در مراسم عده ریختند و بدن ایشان را دزدیدن و بردن در قبری که از قبل آماده کرده بودند خاک کردند و در جلو چشم تشیع کنندگان و در برابر قبر آماده شده او را بجای دیگر بردند و خاک کردند و همه ماتم زدگان بهت زده نیز شدند. بگذریم!

قبر دکتر در انتهای قبرستان مخروبه و کوچکی قرار دارد که درب قبرستان کوچک در کوچه پشتی حرم حضرت زینب است. معمولا پیر مردی اخمو سرایدار این قبرستان کوچک است و اطاقی بس کوچک و چند قاب عکس که اتفاقا دو تا از اونها ماله تحکیمه توی اطاق دیده می شود. همین اتاق و قبر کوچیک رو هم اگه روابط آقا موسی صدر با حافظ اسد نبود خبری نبود . اگه قدرت و روابط آقا موسی نبود معلوم نبود بدن شریعتی امکان امانت گذاریش در سوریه می بود یا نه و یا مجبور می شدند که این بدن را در نجف و یا همان پاریس دفن کنن

بله بدن دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد آلودگی پیدا می کنه و برای محیط زیست تهران خطرناکه ولی اگه روحانی سرشناس و متنفزی بمیرد و وصیت کند که در ختنه خودش و یا زیارتی در تهران دفن شود مشکلی نیست و یا اگه شهیدان گمنام در دانشگاهها و محیط پر ازدهام و شلوغی خاک کنند نه تنها مشکل نداره بلکه باید به اینکار اصرار کرد تا تبدیل به یک فرهنگ بشه

همین بدنی که می گن آلودگی ایجاد می کنه زمانی بقول بهشتی از سه رکن پیروزی انقلاب بود . مشهور است که بهشتی گفته بود عامل پیروزی انقلاب خشم ملت یا خشم بود که خمینیُ ، شریعتیُ، مجاهدین خلق سه ضلع این خشم بودند. آری خاک کردن این بنده خدا مشکل داره ولی بقیعه هیچ مشکلی نداره

+ نویسنده:هادی کحال در دوشنبه 22 اسفند1384 و ساعت 2:25 بعد از ظهر |
 پدر بودن هم کار سخت و دشواری است . راستش هیچ وقت سال گذشته این موقع که خودمو آماده سال جدید می کردم فکر نمی کردم در دومین عید نوروز پس از ازدواج باید بچه بقل سال نو را بگذرونم و تحویل کنم.این روزها تقریبا تمام کارهای کیمیا با همسرمه و من واقعا کم وقت براشون می ذارم . من هم به شوخي مي گم چون تربيت بچه كار دشواريه من هم به خانومم اعتماد كامل دارم توي هيچ كاريش دخالت نمي كنم تا مثل باباش نشه

 

 

 

 

 

 

 

 

یکی از دوستان از سر لطف فرموده بودند که عکس دخترم رو روی وبلاگ بذارم. من هم غیرتی نشدم و این کار رو کردم.کمی پیشتر بزرگی با اخم همیشگ اش فرمودند دیگه داری پدر می شی کمی جدی باش و اونقدر غلضت اخم و جدیتش اون ناصح مشفق بالا بود که بهم بر خورد. البته ایشون همیشه لطف دارن!

دیدم بد نیست برای خروج از این وضیعت این  عکس رو اینجا بذارم 

دو ماهگی کیمیا

+ نویسنده:هادی کحال در یکشنبه 21 اسفند1384 و ساعت 2:41 قبل از ظهر |

مطلبی که در مورد آقای سلطانی و شریف نوشته بودم و در مورد حساسیت های حرفه ای آقای شریف مورد انتقاد آقای علی آقای افشاری واقع شد.از آنجا که من همواره تلاش دارم به اندازه وسعم از جاده اعتدال و انصاف و حداقل صداقت دور نشوم و نمی دانم تا چه اندازه توان این کار مشکل را دارم و همیشه نمی توانم راستگو باشم و از آنجا که برای علی آقا احترام ویژه و شان بالایی قائلم و تا کنون ۱ ثانیه از زجر سه ساله او را تجربه نکردم و او را همواره شخص صادقی می دانم ضمن تشکر به سر زدن به این وبلاگ مطلب و تذکر او را عینا می آورم در ضمن آنکه مثل همه دوستان دیگر حق انتقاد متقابل را براي خود قائلم.

"افشاری:

آقا هادی اگر از دیگران کد می آوری , لطفا کامل بیاور و انتساب دروغ به دیگران نده . در ثانی صحبت از متهم کردن به همکاری امنیتی نبوده بلکه اعلام بخشی از کیفرخواست مدعی العموم بوده که به اعترافات دروغ فرد نامبره استناد کرده بود و شما می توانید به آقای شریف مراجعه کنید که حجم خرابی کار را بالاتر از متن مدعی العموم می دانستند .البته بر شما که یک روز دادگاه و زندان را تجربه نکرده اید و حتی گذارتان به کمیته انظباطی نیفتاده است حرجی نیست ."

 

 

اما اصل ماجرا چه بود؟ در پي مصاحبه يكي از دوستان با ايسنا در مورد نقد تحكيم و مقايسه تطبيقي جنبش دانشجويي ايران با جنبش دانشجوي آلمان مسائلي را در مورد تحكيم علامه مورد اشاره قرار داده بود.علي افشاري نيز در مطلبي در "پايان" سايت و يا وبلاگ جمعي از فعالان پلي تكنيك به انتقاد از اين نقد، به مسائلي كه اين فرد عليه علي در جريان باز جويهايش اشاره نموده بود و اين مسائل بعدا در كيفر خواست منعكس شده و از موارد اتهام افشاري شده بود اشاره نموده بود و ( "نقل به مضمون)اين فرد را شايسته نقد ندانسته بود. فارغ از اينكه آيا كسي مي تواند ديگران را از انتقاد و سخن بر حذر داشت و يا نه و فارغ از درستي مطالب گفته شده توسط افشاري و اينكه نبش قبر  گذشته در شرايط فعلي درست است. آن فرد بشدت اين مسائل را دروغ و كذب مي دانست و تلاش داشت جوابيه براي آقاي علي آقا آماده كند . دوستان مقرر نمودند از آنجا كه افشاري، دكتر شريف وكيل خود را شاهد اين ادعا مي دانست براي حل موضوع به او مراجعه نمايند بنابراين قراري با شريف گذاشته شد تا او در اين مورد اظهار نظر كند دكتر شريف هم در پاسخ، مطلب را نه تاييد و نه تكذيب نمود و گفت من اطلاعات پرونده در اين مورد را فاش نمي كنم و گفت اخلاق حرفه اي من به اجازه صحبت در مورد تاييد يا تكذيب حرف هاي آقاي افشاري را نمي دهد با اين موضع گيري عملا قرار شد كه داستان ادامه پيدا نكند و جوابيه ارسال نشود

اما من فارغ از صحت و يا سقم اين داستان دو نكته از دكتر شريف و سلطاني براي تجربه خودم عرض كردم. كه اول رازداري و پايداري شريف و سلطاني بود و دوم اين كه دكتر شريف هيچ وقت حاضر نبود از موضع ملي كه داشت در مجامع داوري بين المللي و يا دادگاههاي خارج از كشور از حقايقي و ستمي كه به شهروندان ايراني رفته و مي شود او از آن آگاهي دارد و از آن حقوق دفاع مي كند عليه ايران ولو اينكه حكومتي همچون جمهوري اسلامي است شهادت دهد ولو اينكه او و سلطاني از كشته شدن زهرا كاظمي و فرد آمر و عامل به خوبي خبر داشتند. من گفتم اين نكته را از آنها مي شود فرا گرفت.

شايد دوستاني باشند كه اين رويكرد را رويكردي سنتي و ديدي ناكارامد بدانند و آنرا ملي ندانند. و با تكيه بر اجلاس نيويريك كه حكيم (متحد جمهوري اسلامي) در آن شركت نمود و خواستار كمك آمريكا براي تغيير ر‍ژيم ديكتاتور عراق شد اين شيوه را موضعي كاملا ملي بدانند. اين يك رويكرد ديگر است من نه اين گروه را خائن مي دانم و نه دكتر شريف را فردي سنتي ، هر كدام براي خود استدال و شيوه دارند . هر كدام را مي شود مورد نقد قرار داد. هر كدام شيوه و روشي را براي آزادي و دموكراسي و دفاع از حقوق ملي برگزيدند. من نه از موضع نيك آهنگ كوثر خواستار له كردن و حال فلان كس را گرفتنم براي حضور در كنگره و نه استدالال دوستان براي همكاري با آمريكا به عنوان نمايندگان يك جريان مرجع را در شرايط كنوني مي پسندم اما مي دانم كه اكبر و علي از موضعي كاملا صادقانه عمل مي كنند اما مي شود به موضع صادقانه دوستان نقد داشت و اين نقد را خصوصي برايشان نوشت و گفت.

 هر خدمتي كه كردم بي مزد و منت       يا رب مباد كس را مخدوم بي عنايت

+ نویسنده:هادی کحال در جمعه 19 اسفند1384 و ساعت 2:39 بعد از ظهر |

سلطاني: "براي کساني مانند من که وکالت پرونده هاي سياسي را مي پذيريم، اين تجربه مي تواند، با همه تلخي ها و شيريني ها مفيد باشد. البته تجارب زندان به دليل وجود مسائلي از قبيل سلول انفرادي و فشارهايي که در آنجا هست و مي تواند آسيب هاي رواني به انسان وارد کند، گاه ممکن است بسيار تاسف برانگيز باشد، اما از سوي ديگر تجربه خوبي است براي اينکه آدم بتواند در برخوردهاي بعدي و در ارتباط با دفاع از موکلين خود، مناسب تر برخورد کند و مشت قانون شکنان را باز نمايد."
 "البته اينها در واقع نقشه هايي بود که دادستان تهران براي ما کشيده. او هفت، هشت سال است با ما درگير است."

بهترين خبر ديروز خبر آزادي سلطاني بود. اولين باري كه اسمشو شنيدم زمستان سال ۸۰ بود . از عبدي در مورد يك وكيلي كه حاضر باشه از بچه هاي دستگير شده دفاع كنه و پول زيادي هم نخواد پرسيديم و اون سلطاني را معرفي كرد. رفتم و توي آمفي تاتر دانشكده كه اتفاقا مجمع عمومي كانون وكلا بود پيداش كردم . من تا اون موقع نديده بودمش، فقط تلفني قرار گذاشتيم و وقتي گفتم از بچه هاي انجمن علامه ام گفت فلان روز من توي دانشكده اقتصاد جلسه دارم. رفتم و سراغ به سراغ پيداش كردم. اون هم وكالت دوست زندانمون رو پذيرفت و هيچ وقت نه از اون پولي گرفت و نه از هيچ پرونده سياسي ديگه

عبدالفتاح سلطاني و زوج جدانشدني او يعني دكتر شريف بلواقع تجسم عيني شرافت و منش ايراني بودند و هستند. در تمام اين دوران سخت بخشي از بار سنگين جنبش دانشجويي را با دكتر محمد شريف بدوش كشيدند و اگر نام خيري از دانشگاه در اواخر دهه ۷۰ و اوائل دهه ۸۰ هست بخش قابل توجهي از اون مديون او و افرادي مثل علي اكبر موسوي خوئيني و حقيقت جو است

سلطاني و شريف به همه ياد دادند كه مي شه اعتبار داخلي و بين المللي داشت ولي اون رو نفروخت، ميشه اسرار پرونده ها و مسائل داخلي بسياري از زندانيان سياسي رو دونست و از مسائل و يا سوتي هاي خيلي از كساني كه براي ما اسطوره بودند آگاه بود و حرفي نزد

سلطاني و شريف در كنار وطن پرستي خالص ، اخلاق حرفه اي خودشون را به تمام معني حفظ كردند و بردباري و اقتدار در مواجهه با آدم هاي ذليل زورگو را كه براي رفع پستي ها و رزائلشون همه جوره به اربابان قدرت سواري ميدند، محكم و استوار ايستادند. هميشه مهربان و صبوره و حق بزرگي به گردن همه خصوصا بچه هاي زندان رفته داره. ديدن او و شريف هميشه ما رو اميدوار و مطمئن مي كرد و مي كنه و ياد سرهنگ نجاتي هاي دهه ۴۰ و هزارن وكيل شجاع را توي ذهن ما زنده نگه ميداره

شريف چند وقت پيش بر سر مجادله لفظي دو تا از دوستان كه يكي اون يكي را وابسته به نهادهاي امنيتي متهم مي كرد و گواه ادعاشو شريف مي دونست ، حاضر نشد هيچ برگي يا سري از پرونده آن دو را براي حلقه خصوصي دوستان بازگو كنه و در دعواي آندو جانب سكوت اختيار كرد. به من مي گفت "از يكي سفارتخانه ها براي مشاوره و وكالت حقوقي دعوت شدم ولي حاضر نشدم آنرا فقط به اين دليل كه شايد مجبور بشم توي يك محكمه بين المللي عليه كشورم شاهدت بدم نپذيرفتم" 

براستي هر دوي آن بزرگوار تجسم واقعي شرافت ايراني هستند و درسي براي ماها كه كمي هم از موضع يك ايراني با مسائل برخورد كنيم و شرافت ايراني خودمون را به هيچ چيزي نفروشيم

درود بر هر دوي آنان و آزادي سلطاني بر اون و همه بچه هاي مبارز مبارك باد

+ نویسنده:هادی کحال در دوشنبه 15 اسفند1384 و ساعت 7:47 بعد از ظهر |
از طبیعت این روزهای تعلیقی اینه که آدم علاوه بر بی انگیزه گی و تعلیق ، بايد دست هاشو توي جيبش كنه ، از كنار بياد و بره. تا گربه شاخش نزنه ! به هر موضوعي كه فكر مي كنه در مورد آينده كوتاه مدت و بلند مدت كشور، مسائل اقتصادي و حتي فعاليت هاي حزبي و مدني چون امكان حداقل برنامه ريزي هم از ش سلب شده بايد سكوت كنه. چون نمي تواني به انسجامي حداقلي توي ذهنت از شرايط دست پيدا كني و يقين حداقلي ازت سلب مي شه بنابراين به يك بي برنامه گي و بي انگيزه گي و يك خود سانسوري ميرسي . چون وقتي قراره هر نكته را از گردن بلند درايت مزمزه كني كه بزني يا نزني و نميدوني بازتاب و آتي اون حرفت چيه و چه قضاوتي در مورد حرفات ميشه سكوت و توي سايه نشستن و از تاريكي روشنايي ديدن رو ترجيح مي دي.

امشب خبر جلسه مشترك لاريجاني با سردبيران مطبوعات و خبر خيري كه ايشون دادن از آينده پرونده هسته اي و خبري خيري كه دادند و آب نبات چوبي آقاي روحاني را با حلواي خودشون براي كشور عوض كردن. بر حيرتم بيافزود. بنده خدا علي آقاي لاريجاني هم دچار حيرت متقابلي از دست علي آقاي و اكبر آقاي ما شده بود. كه ظاهرا محبيان از حيرت او در قبال كار دوستان ما در آمريكا دچار حيرت شده بود . در كنار اين حيرت تو حيرتي ، تحيير برخي از وبلاگ نويسان رو هم از حيرت در برابر كار حيرت برانگيز دوستان ما متحييرانه ورق زدم. و اين همه خبر در كنار خبر احتمالي فردا براي ارجاع اصل پرونده غلضت حيرت همه و من دائم الحيرت را صد چندان خواهد نمود.

خدا عاقبت ما رو به خير كنه از اين همه اسباب حيرتي كه پي در پي فراهم مياد. من يكبار ديگه لازم مي دونم ازتلاش هاي آقاي لاريجاني براي پس دادن آب نبات چوبي روحاني و پختن حلوا براي كشور تشكر كنم و شب عيدي تلاش مقتدارانه دوستان را در تحويل آب نبات دو سه ساله و تعجيل در دريافت حلواي شش ماهه ابراز دارم. هر چند روزنامه ها به خواست ايشون از ترسودن مردم بر حذر شدن  ولي ما هم از اين خواست پيروي مي كنيم و كسي رو نمي ترسونيم فقط خودمون توي خونه از دليري آقايون مي ترسيم و دچار خود سانسوري ميشيم

+ نویسنده:هادی کحال در دوشنبه 15 اسفند1384 و ساعت 1:2 قبل از ظهر |

امروز خونديم و شنيديم كه مركز پژوهش هاي مجلس سخت دنبال كار رو براي كم كردن تعطيلات كشور گرفته واقعا ترسيدم. هر وقت دوستان طرحي نو در مي اندازند و فلك را سقف مي شكافند تنم مي لرزه . البته هر اقدامي ريشتر خاص خودش رو داره اين دفعه ريشتر لرزيدنم بالا رفت به چند علت . اول آنكه آدم تنبلي هستم و از ازدياد تعطيلات لذت مي برم دوم اونكه ما هر چي تعطيلاتمون بيشتر باشه ضرر به كشور كمتر مي خوره اصلا چرا فكر مي كنيد تا حالا كشور با اين وضع اقتصادي و معيشتي مردم و مسائل اجتماعي مونده و اگر ايناوضاع در هر جايي ديگه دنيا مي بود آيا حكومت و ملك و مملكتي باقي مي موند؟ به نظرم علت اصليش زياد بودن تعطيلات ماست. هر چه اين تعطيلات بيشتر باشه ضرر كمتري متوجه كشور مي شه و مملكت كمتر ازتصميمات خلق الساعه ما رنج مي بره !

يادم از پدربزرگ خدا بيامرزم افتاد. هميشه به ما توصيه مي كرد كار ثواب نكنيد ، از گناه و معصيت و مردم آزاريمون كم كنيم ثواب نياز نيست و از ثواب هاي كه مي كنيم توبه كنيم تا اوضاع خوب بشه . براستي سخن درستي مي گفت. حالا من خدمت جناب آقاي توكلي كه براي مبارزه با رانت خواري از پول بيت المال رفتن لندن درس خوندن و از همان پول بطور مدام براي رفتن و امدن بين لندن و تهران در آن روزگاران استفاده مي كردند و بعد هم در راستاي مبارزه با فساد نشريه مي زدند و وقتي يارانه دولتي مي گرفتن نشريه را تعطيل مي كردند عرض مي كنم حاج آقا ديگه در راستاي كدام موضوع اين اقدام رو مي كنيد.

آقاي توكلي سر جدتون بي خيال تعطيلات شويد. اوضاع را از اين كه هست انشاء الله بدتر نكنيد 

+ نویسنده:هادی کحال در پنجشنبه 11 اسفند1384 و ساعت 1:30 قبل از ظهر |
این روزها که پس از خستگی از کار روزانه فرصت محدودی برای چک کردن میل و گاهی هم چک نمودن وبلاگ پیدا می کنم . با پیام های متفاوتی در وب لاگ مواجه می شوم هر چند این سرا سرای کم رونقی است و من حقیقتا قصد و توان وانگیزه نوشتن رسمی و جدی را ندارم و این فضا را صرفا به عنوان دفترچه یادداشت که هر از چندگاهی رخستی و فرصتی برای نوشتن ایجاد می شود مطالبی نه چندان جدی و رسمی می نویسم .هر چند این مطالب عموما پراکنده و دارای یک نظم و سیاقی نیست

پس مرا ببخشید از این همه پراکندگی و مطالب این اتاق را جدی و نپندارید و مرا از انتقادات تند و افشاگرانه و بیان ضعف ها و عیب های فراوانم توسط خود معاف دارید که براستی الا تا نخواهی بلا بر حسود   که خود بخت برگشته در بلاست. براستی من خود در بلا و عیبم

و در پایان از لطف شما به رونق بخشیدن به اینجا سپاسگذارم

+ نویسنده:هادی کحال در دوشنبه 8 اسفند1384 و ساعت 12:10 بعد از ظهر |

بعد از طی طریق دو سه ساعته از بغداد به شمال عراق، با خوش آب و هوا شدن و سر سبزی عجيبي روبر مي شوي . پس از عبور از کنار اتوبان زیبای تکریت زادگاه صدام حسین و طي مسافتی صد کیلومتری از پلی بروی رودخانه عبور می کنی سد زیبا و تاسیات آبی بروی رودخانه و رودخانه اي پر از آب و پهناور با نيزارهاي سبز، فضای خشکی که در جنوب عراق دیده ای را به فراموشي دعوت می کند گویی اهل تسنن جاهای بهتر عراق را و مناطق خوش آب و هوا را علاوه بر حكومت براي هميشه تصاحب كرده اند و شهروندان درجه يك براي ابد در عراقند. پس از عبور از آن پل، رفتار و و گفتار آن شهروندان نسبت به جنوب عوض مي شود و آدمي احساس مي كند تا با اجازه و لطف شهروندان درجه يك آمده تا دو زنداني با سابقه را زيارت كند. در سامرا اكثريت با اهل تسنن است و زائري شب نمي ماند . صبح زود مي آيد و قبل از غروب رخست ديدار به پايان ميرسد.آن  گلدسته و زيارت گويي كه ربطي به آن مردمان ندارد و واقعا حرمين شريف عسگريين محبوس و غريب و تنها در آن شهرند. اين غربت اين وديعه اين روزها آشكار تر است. حرم عمه و مادر امام زمان در كنار قبر پدر و پدر بزرگ و عمو و سرداب معروف حضرت مجموعه تنها و كم رونق در شهر سامراست . صبح ها حرم با اخم و تندي خاص و معروف و مشهور خدام باز مي شود و عصر با تعطيلي حرم ديگر سراغي از آن صداي بلند و خشن و ترش روي خدام نيست. براستي غربت و تنهايي آن مكان در آن شهر براي شيعيان محسوس است. و تردد زوار براي تنها در سه كوچه و يك خيابان اطراف حرم ديده مي شود.دوستان و دوستداران  آن حرم غريب آرزو مي كنند كاش مي توانستند ميهمانان محبوس شده آن ديار خوش آب و هوا را در برد هاي بهشتي نهند و به كربلا و نجف امپراتوري خاك خورده ولي آشنايي تشيع  هجرت دهند. آنجا در آن امپراتوري خسته از ظلم و كينه اگر آب و هوا و سبزي نيست.آشنايي و اقتدار هست و كسي غريب و دلتنگ نيست اما چه شود كه اين يك تخيل كوتاه زوار سامرا بيش نيست. آري آن كوچه و آن خيابان غربت و دلتنگي و اسارت را براي ثبت و نافراموشي در خود جاي دادند. همه زود زيارت و نمازي مي خوانند و عطايي آن ديار را به لقايش مي بخشند هر چند كه اين لقا بخشيدني و فراموش شدني نيست.                                                                         

 

در روزهای اخیر شاهد هتک حرم شریف دو تن از امامن شیعه در عراق بودیم. بهانه ای که برای ایجاد بحران برای دولت شیعه و نشان دادن ناتوانی دولت جدید و بد بین نمودن مردم نسبت به دولت و ایجاد بحران و جنگ داخلی موقیعت مناسبی برای آشوب و بلوا در عراق ایجاد می کند. رخدادی که برای دوست داران اهل بیت سخت و تلخ بود و از منظر سیاستمدارن علاقمند به آینده باثبات عراق بسیار دشوار و نگران کننده در زیر متن بیانیه نهضت آزادی ایران در این مورد آورده شده است.                                 

 

 

حمله تروريستي به دو مرقد ائمه اطهار (ع) در سامرا را شديداً محكوم مي‌كنيم

 

نهضت آزادي ايران با ابراز تأسف و انزجار از حمله تروريستي ضد بشري به دومرقد ائمه اطهار(ع) در شهر سامراي عراق كه نمودار هتك حرمت اعتقادات ديني شيعيان و نقض آشكار حقوق انساني و بشري است،آن را به شدت تقبيح و محكوم مي‌كند، و پيامدهاي آن را تشديد اختلافات فرقه‌اي و توسعه خشونت وتأخيردر تثبيت نظام جديد در كشور عراق ارزيابي مي‌كند.

توسعه عمليات تروريستي در عراق به ويژه بعد از برگزاري انتخابات آزاد و دمكراتيك و تشكيل مجلس ملي و دولت منتخب، كه بايستي زمينه‌هاي تأمين امنيت، آرامش و ثبات را فراهم كند، نشان از مداخله دست‌هاي پنهان و آشكاري دارد كه با بهره‌برداري از باورهاي مذهبي تكفيري خشونت طلب با اين روند به مقابله پرداخته‌اند.

با كمال تاسف به رغم دعوت آيت الله سيستاني وسايرمراجع بزرگ و رهبران سياسي عراق از مردم براي خويشتن‌داري وپرهيز از واكنش متقابل، جريانات متحجر خشونت طلب، آب به آسياب برنامه توسعه جنگهاي فرقه‌اي و ايجاد وحشت و نا امني در عراق ريخته و دست به تخريب مساجد و مراكز مذهبي اهل تسنن زده‌اند كه بر اساس گزارش هاي منتشر شده، عده‌اي نيز جان خود را از دست داده‌اند.

نهضت آزادي ايران، مسئوليت علماي ديني و روشنفكران متعهد و احزاب و گروه‌هاي سياسي اسلامي را در شرايط كنوني بسيار حساس ميداند و معتقد است كه در اولويت اول ضروري است از بروز زمينه‌هاي فرهنگي برخوردهاي فرقه‌اي براساس معارف مسلم ديني جلوگيري شود و نقش بيگانگان را در سده‌هاي اخير براي توسعه بنياد گرايي افراطي نظير طالبانيسم در منطقه و ايجاد تفرقه مذهبي در كشورهاي مختلف اسلامي نشان داده شود. پيامدهاي اجتناب ناپذير برخوردهاي فرقه‌اي، جلوگيري از اجراي برنامه‌هاي توسعه انساني است كه پيشنيازتضمين اجراي برنامه‌هاي توسعه فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي در اين كشورها مي‌باشد.

نهضت آزادي ايران، اسلام را دين رحمت و آزادي و تساهل و مدارا با پيروان همه اديان و فرقه‌هاي مختلف ديني مي‌داند. تاريخ گواهي مي‌دهد كه پيامبران (ص) و ائمه اطهار(ع) نيز خود شاهدان و اسوه هاي برجسته اين بينش و منش بوده‌اند. متاسفانه در بسياري از كشورهاي اسلامي از جمله ايران، تبليغات مذهبي تعصب آميز كه زمينه‌ساز فرهنگي برخوردهاي متحجرانه و افراطي با غير موافقان است به شدت دامن زده مي شود. اين جريانها آگاهانه و يا نا آگاهانه زمينه‌هاي برخوردهاي فرقه‌اي كه موجب وهن جمهوري اسلامي مي شود را فراهم مي‌كنند. به عنوان نمونه مي‌توان به تخريب حسينيه شريعت در قم و ضرب و جرح و بازداشت دراويش عزادار در حسينيه مزبور- كه در روزهاي اخير در رسانه ها منعكس شد- اشاره كردو از مقامات مسئول كشور به ويژه قوه قضائيه مصرا خواست كه هر چه زودتر به اين پرونده رسيدگي و با عوامل اصلي آن بر خورد قانوني شود واز عميق تر شدن اينگونه برخوردهاي فرقه اي در كشور پيشگيري گردد.

نهضت آزادي ايران، ضمن عرض تسليت به خانواده هاي داغدار اين فاجعه ضد انساني ، به ملت ستمديده عراق و همه آزادگان جهان- و تاكيد بر كوتاهي آمريكا و ساير اشغال گران كه مسئوليت حفظ امنيت شهروندان عراقي را بر عهده دارند و بايستي پاسخگوي اين جنايات و خسارات باشند – موفقيت آيت الله سيستاني،دولت منتخب و احزاب و گروه هاي سياسي و اجتماعي را در حفظ وحدت ملي و اعاده آرامش و ثبات – كه پيش نياز اجراي برنامه هاي ساماندهي ساختار نظام جديد است – وتأمين آزادي ،استقلال، عدالت وسايرخواست هاي بر حق ملت عراق را خواستار است. والعاقبه للمتقين.

 

نهضت آزادي ايران

 

+ نویسنده:هادی کحال در شنبه 6 اسفند1384 و ساعت 9:9 بعد از ظهر |
Powered By
BLOGFA.COM
BLOGFA> Balatarin