تبليغاتX
یاداشتهای نه چندان خصوصی

 

افزايش بهاي نفت در بازارهاي جهاني، آواري از دلارهاي نفتي را بر خزانه كشور ريخت. در شش ماهه نخست مازاد درآمدهاي نفتي كشور بالغ بر 10 ميليارد دلار بوده  يعني در كنار شانزده ميليارد دلار سهم نفت در بودجه در اين مدت بالغ بر بيست و شش ميليارد دلار ، كشور دلار جذب نموده است و پيش بيني مي شود كه تا پايان سال كل درآمدهاي حاصل از فروش نفت از مرز 50 ميليارد دلار بگذرد كه در كنار 15 ميليارد دلار صادرات غير نفتي و صادرات محصولات پتروشيمي و گاز صادراتي درآمدي معادل 70 ميليارد دلار براي كشور بهمراه دارد كه چنين رقمي تا كنون بي‌سابقه بوده است.حتي دوراني كه ايران با 36 ميليون نفر، روزانه بالاي 5 ميليون بشكه صادر مي نمود و شاه از تهوع دلار ياد مي كرد چنين درآمدي به خزانه سرريز نشد البته شايد دلاردرآن روزگار از ارزش بالاتري برخوردار بود و قدرت خريد بالاتري به كشور نسبت به الان مي داد.

افزايش درآمدهاي ارزي كشوري همچون ايران با درآمد سرانه پائين اگرچه مي تواند به جبران صدمات اقتصادي كه از ناحيه پائين بودن درآمدهاي نفتي منجر شود و خبر مسرت بخشي باشد اما تجربه تاريخي براي ما نشان داده كه اين نعمت مي تواند به يك نغمت بزرگتري براي اقتصاد ايران بدل شود.نخستين علامت از افزايش قيمت هاي نفت و رشد اعجاب آور يك حوزه در اقتصاد براي اقتصاددانان یادآور بيماري هلندي است.عارضه اي كه بسياري آنرا بخشي از عامل سقوط سلسله پهلوي ميدانند. مرور تجربه تلخ کشورهای در حال توسعه ، شيريني رشد درآمدها را به كام اقتصاددانان تلخ ميسازد.چراكه اقتصاد بيمار و نبود شريان كارآمد توزيع درآمد ، افزايش درآمد را به بيچارگي بيشتر براي فقرا و ثرتمندي بيشتر براي اغنيا بدل ميسازد. و فساد گسترده اداري و ناكارآمدي بيشتر بروكراسي اداري را به همراه مي آورد.

رشد درآمدها چنانچه با مديريت صحيح همراه شود قطعا مي تواند رشد و توسعه پايدار و شكوفائي و رفاه و امنيت را براي كشور بهمراه آورد. اين دستاوردها در صورت عدم مديريت صحيح مي تواند به رشد نقدينگي و تورم افسار گسيخته، افزايش فاصله طبقاتي و بيكاري ، مهاجرت روستائيان و رشد حاشيه نشيني و گسترش فقر منجر گردد.كه اين خود كافي است تا مقدمه بر ناهنجاريها و آشفتگي هاي اجتماعي در كشورمان شود و تصويري بسيار كريه تر از آنچه هست ايجاد نمايد

مهمترين موضوع براي اقتصاد‌دانان ، چگونگي مديريت اين وجوه است. آنان بطور مداوم،  مديريت جديد كشور را از تعجيل در اجراي شعارهاي انتخاباتي در رنگين نمودن سفرهاي مردم از دلارهاي نفتي بر حذر مي دارند وبه دنبال منافذي براي جذب اين سرمايه بزرگ در اقتصادند ، راههايي همچون واگذاري دلار به بانك مركزي و يا فروش دلار به وارد كنندگان ، سرمايه گذاري در بخش هاي مولد و سرمايه گذاري در خارج از كشور براي مستدام گرداندن درآمد كشور، راههاي است که ورود دلار به شريان اقتصادي كشور را هموار مي نمايند.

استفاده از هر يك از اين راهها نتايج خاص خود را در پی دارد چنانچه بخشي از دلارها آنگونه كه گفته مي شود 22 تا 23 ميليارد دلار توان جذب بانك مركزي است به اين بانك فروخته شود. به افزايش دارايي هاي خارجي بانك مركزي  و به افزايش نقدينگي و افزايش تورم منجر مي شود، به گونه اي كه تبديل هر يك ميليارد دلار به ريال، 5 درصد به نقدينگي و 3 درصد به تورم مي افزايد. سال گذشته نرخ رشد نقدينگي از ‌33 درصد گذشت و پيش بيني مي شود امسال اين مقدار به بيش از 45 درصد افزايش يابد متوسط نرخ رشد نقدينگي در جهان 13 درصد است و نرخ رشد نقدينگي در دامنه 30 درصد در دامنه خطرناك ارزيابي مي شود كه مقدار نرخ رشد 45 درصدي نقدينگي بسيار فراتر از خطرناك معنا مي شود. و برای امسال در صورت چنین اقدامی چنین رشدی قابل تصور است.

از طرف ديگر چنانچه اين دلارها به وارد كنندگان نيز فروخته شود به افزايش واردات منجر مي شود آنگونه كه برآورد مي شود هر افزايشي در واردات به ازاي يك ميليارد دلار يكصد هزار فرصت شغلي را از بين مي برد. واردات كالا در شش ماهه اول امسال به طرز كم سابقه اي افزايش يافته است و به بيش از 15 ميليارد دلار رسيده و پيش بيني مي شود اين مقدار تا پايان سال از مرز 30 ميليارد دلار بگذرد كه مي تواند به بيكاري گسترده و وررشكستگي بسياري از حرف و صنايع بيانجامد و عدم ايجاد فرصت هاي جديد شغلي منجر شود. تزريق اين درآمدها به كارمندان دولت علاوه بر افزايش هزينه هاي دولت ،  فاصله درآمدي شهر‌ها و روستاها را افزايش مي بخشد كه اين خود مي‌تواند به افزايش مهاجرت و رشد حاشيه نشيني منجر شود كه در كنار بيكاري فساد اجتماعي گسترده و گسترش بزه را بهمراه داشته باشد.

مطمئناً افزايش هزينه ها و افزايش كسري بودجه پيامدهاي طبيعي افزايش قيمتهاي نفت براي ما است.رشد قيمت نفت، افزايش بهای محصولات و فرآورده‌هاي نفتي و قيمت تمام شده  ساير كالاها را بهمراه دارد، درحالي كه در سال گذشته مصرف روزانه بنزين از 62 ميليون ليتر به نزديك 70 ميليون ليتر رشد داشته قيمت جهاني اين محصول از 300 دلار در هر تن به 500 دلار رشد داشته است. اگرچه ما 42 ميليون ليتر در روز از محل توليد داخلي تامين مي‌كنيم اما بالغ بر 4 تا 5 ميليارد دلار نياز مابقي مصرف است و اين خود يكي از هزينه هاست.هزينه هاي حمل ونقل و مواد اوليه بسياري از كارخانجات و تجهيزات وارداتي بسيار افزايش مي يابد.و طبيعي است كه قيمت تمام شده پروژه ها نيز بدليل افزايش بهاي نفت افزايش يابد. بنابراين اجراي پروژه‌هاي نيمه تمام با كسري منابع روبرو است اين افزايش هزينه‌ها و كسري بودجه ،  ابتدائي‌ترين پيامدهاي اين افزايش بها براي كشورمان خواهد بود.

اما راه حل‌هائي براي فرار از عوارض احتمالي اين افزايش درآمدها مطرح گرديد. بسياري بر اين عقيده اند كه بجاي صرف اين درآمدها در يارانه‌ها ، بايد به ظرفيت سازي در توليد خصوصا در توسعه صنايع نفت و گاز پرداخت تا ظرفيت هاي جديدي ايجاد نمايد و روند رو به رشد درآمدها را ثبات و استمرار بخشيد. برخي ديگر بر اين باورند كه مي توان بخشي از مازاد درآمدها را در خارج از مرزهاي كشور صرف بازارهاي سرمايه و پولي جهان نمود و به اعطاي اعتبار به برخي از كشورها براي خريد از ايران به كار گرفت تا درآمد ها براي كشور از ثبات بيشتري برخوردار شود و وابستگي به  درآمد نفت را كاهش داده ، اعتبار ايران را افزايش دهد و به تقويت  توليدات ما در بازارهاي خارجي تبديل شود . برخي ديگر از كارشناسان، مي گويند اگر بدهي دولت به بانك ها پرداخت شود بخشي از آثار تورمي اين افزايش درآمدها را مرتفع سازد. رقم كلي بدهي دولت به 170 هزار ميليارد ريال مي رسد ولي سر رسيد قطعي آن كمتر از اين مقدار است. به هر جهت كارشناسان ، مديران جديد دولت را از هرگونه اقدام عجولانه و اعلام تعهدات شعارگونه بر حذر داشتند تا كم تجربگي و شتابزدگي ، عامل سيطره عوارض بسيار خطرناك اين فرصت نگردد و نعمت به مصيبت تبديل شود.

به نظر ميرسد اين خطر در بستري از بي تجربگي و ناآشنايي مديريت اجرايي كشور و در كنار شعارهاي غير علمي و عوام فريب مطرح شده و افزايش انتظارات جامعه ايران در بهبود معيشت خود ، عوارضش را تشديد مي كند

هفته گذشته مجلس از فروش اوراق مشاركت بانك مركزي نيز ممانعت به عمل آورد و مانع از جمع آوري بخش هر چند كوچكي از نقدينگي بسيار وحشتناك جامعه شد ، بازار سرمايه هم كه بدترين روزهاي خود را سپري مي كند ، سرمایه و پول سرگردانی به خود جذب نمی نماید .بازار مسکن نیز از برکت سیاست های شهردار سابق و اسبق در خوابی طولانی فرو رفته و حتی گفته می شود در بازار پر رونق گذشته که سرمایه های از کشورهای اطراف به خود جذب می نمود، بالغ بر ۳۰۰ هزار واحد مسکونی خالی و بدون تقاضا وجود دارد.سایر بازارهای که در گذشته میزبان نقدینگی سرگردان ایرانیان بودند از استحکام و امیدی برخوردار نیستند. و حتی رغبت به سرمایه گذاری برای بسیاری از کارآفرینان وجود ندارد.

 بسياري از كارشناسان با ترديد وشك سياستهاي دولت جديد را دنبال مي كنند و نخبگان نيز مشروعيت چنداني براي آن قائل نيستند .گفته مي شود نزديك به پنج هزار مدير در آستانه جابجايي و بسياري در آستانه حذف اند . واین خود کافی است که تعطیلی اداری ایران که از ابتدای سال تحت تاثیر انتخابات برقرار بود ادامه یابد. فضايي جهاني نيز سخت ترين فشارها و بدبينانه ترين دوران را به كشور تحميل مي كند. نیروهای درون نظام سیاسی از راست تا چپ براي كابينه و نيروهاي جديد دچار هراس شده اند و مرحعيت سياسي فعال و صاحب اعتباردر عرصه عمومی در ايران یافت نمی شود و نیروها و احزاب بدترين و بي اعتبارترين روزگارشان را مي گذراند.

 ديگر نه اپوزوسيون داخل و نه خارج و نه هيچ جريان و شخصيتي از مقبوليت و جمع كنندگي گذشته برخوردار نيست شرایط اجتماعی نیز از ثبات و امنیت برخوردار نیست در اين شرايط پرتقال فروش را بايد پيدا كرد ، يا خر را آورد و باقالي بار كرد.

كافي است يك ذره اين شهردار سابق بد شانسي بياورد و يا يك سياست اقتصادي اشتباه به كار زند تا سایه شوم تورم ، آشوب اجتماعي و شورش هاي كور و برهم ريختگي غير قابل كنترل در تمام شئون كشورپدیدار شود.

 از درخت دولت جديد عدالت خواه میوه به بارر خواهد نشست كه توان خوردن آن را هيچ كسي نخواهد داشت. انشاءالله كه اينطور نشود اما غایت این دولت که طلب تاریخی جریان راست افراطی از جمهوری اسلامی است از ابتدای کار در تردید و ابهام است.

+ نویسنده:هادی کحال در شنبه 30 مهر1384 و ساعت 12:12 بعد از ظهر |

البته در اول کلام از انتخاب این تیتر عذر می خواهم هر چه گشتم به رییس جمهور چه جوری هشدار در مورد بنزین بدهم ، نکته ای نیافتم .آخر این رییس جمهور به حرف ها و فریادهای ما گوش نمی دهد و از نصایح برادر بذرپاش که روزگاری در جبهه مقابل ما در حال کتک کاری و بر هم زدن تجمعات ما بود بیشتر حرف شنوی دارد بگذریم . انشاالله حال همه یواش یواش خوب می شه!

 این روزها غول وحشتناک بنزین دارد آرام آرام بخشی از واقعیات اقتصادی را به آقایان می آموزد . ما سالانه با رشدی بالایی ۱۲ درصد در مصرف بنزین مان روبرو هستیم.  از پارسال تا امسال ، حدود ۶-۷ میلیون لیتر در روز به مصرف بنزینمان  افزوده شده است . از ۶۰ میلیون لیتر در روز به ۶۷ میلیون لیتر در روز رسیده ایم ، ما حتی بالای ۷۱ میلیون لیتر را در یکی از روزهای تابستان تجربه کردیم اما متوسط نرخ روزانه در حال حاضر ۶۷ میلیون لیتر در روز است .پالایشگاههای داخلی (۹ تا) تقریبا با بدبختی حدود ۴۰میلیون لیتر تولید می کنند . همین اتفاق یعنی نیاز زیاد به بنزین و ناتوانی از پاسخگویی به تقاضای بنزین در امریکا هم مشکل افریده وقیمت های جهانی نفت را علیرغم وجود نفت در بازارهای جهانی، افزایش داد. در کشور ما نیز مصرف بالا و ناتوانی از پالایش ، دولت را در تنگنای بسیار دشواری قرارداده است . دولت محترم مجبور است روزانه ۲۷ میلیون لیتر بنزین به قیمت حدودا لیتری ۴۰۰ تا ۴۵۰ تومان یعنی تنی ۵۰۰ دلار خریداری کند که بالغ بر ۵۰۰ هزار لیتر از اونرا دوستان ارجمند و.... در روز روشن از مرزها با تانکر قاچاق کنند و مابقی ۶۷-۶۶ میلیون لیتر را مردم عزیز مصرف می کنند. آقایان مجبوران بین ۴.۵ تا ۵ میلیارد دلار سالانه برای خرید بنزین صرف کنند. یعنی مقداری که اگر چند سرمایه گذار خارجی بیابند و سرمایه گذاری بکنند تا دو سال هر شب آگهی و افتخار ملی برای جذب این سرمایه از تلویزیون پخش می کنند.

حالا برای جلوگیری از این مشکل طرح های مختلفی وجود دارد و تا حالا طرح شده . البته همه می دونن که اجرای این طرح ها برای بنزین مثل بازسازی یک خانه که در حال خرابی دست به هر جایش بزنی یک جای دیگه آوار می شه سرت میریزه همه می خواهند کاری بکنند که مصرف پایین بیاید و توان تولید در پالایشگاهها بالا بره تا میلیارد ها دلار از منابع کشور دود نشه ، برای این منظور در طرف تقاضا :باید مثلا ترافیک تهران درست بشه ( نیمی از ماشین ها در تهران هستند) ماشین ها دچار اشکال فنی نباشند یا خودروها  زوج و فرد بشه یا از اتومبیل شخصی کمتر استفاده بشه و ناوگان عمومی شهری تقویت بشه یا بنزین گران بشه(البته کشش قیمتی بنزین نشان داده که افزایش ۲۰درصدی سالانه نه تنها منجر به کاهش مصرف نشده بلکه به افزایش چند برابر تقاضا منجر شده است)و هزاران طرح دیگر، که شاید وضع بهتر بشه . که اگه بشه چی میشه .از سوی دیگر دولت دست به هر کدام از این عوامل بزنه ۱۰تا مشکل دیگه در جاهای دیگه براش درست می شه مثلا افزایش قیمت سوخت به افزایش سطح عمومی قیمتها حتی به صورت روانی منجر می شه و سروصدای هزاران مسافر کش بیچاره در میآید طرح تثبیت قیمت های که برای رای خریدن بود هوا میشه ، بسیاری که برای تامین معاش خودشان مجبورا دو جا کار کنن از شغل مسافر کشی هم باز می مانند و بعداز چند ماه صد تا مساله اجتماعی دیگر برای بیکاری این آقایان و یا بی پولی این خانواده ها ایجاد می شه و" آب این صرفه جویی در جایی دیگه در می ره" دولت محترم شانسی که آورده درآمدی ارزی خوبی است که در حال حاضر روانه خزانه اش استه ،  گفته میشه نزدیک به ۷۰ میلیارد دلار درآمد  که در تاریخ ایران بی سابقه بوده و می تونه با تزریق این پول مشکل را تا جایی حل کند. اگه خدای ناکرده ایران تحریم بنزین بشه و یا درآمدهای ارزی ناگهان سقوط کنه با مدیریت فرهیخته که ما از آقایان سراغ داریم باید منتظر تعطیلی مملکت عزیزمان باشیم

خلاصه این داستان بنزین بدجور داره بعضی را می سوزنه  تورم ، مسایل اجتماعی و برهم ریختگی اقتصادی و بیکاری گسترده در کنار مدیریت محترم از راه رسیدگان دولت جدید ،تمام شعارها و وعده های عدالت خواهانه آقایان را در معرض خطر قرار داده است.اما خوبی داستان اینه که آقایان آرام آرام با واقیعات جامعه و اقتصاد آشنا می شن البته با چه هزینه گزافی 

+ نویسنده:هادی کحال در سه شنبه 19 مهر1384 و ساعت 1:45 بعد از ظهر |
از جمله معلمین خدوم و فراموش ناشدنیم آقای حبیبی است امروز مراسم تودیع ایشان در دانشگاه علامه برگزار میشه .  در دوره مسولیت ایشان از هیچ تلاشی برای حمایت از بچه ها دریغ نکرد و واقعا اگر نبود شاید امروز نامی از تحکیم علامه نبود . من چیزهای فراونی ازش یاد گرفتم و امیدوارم هر کجا که هست به سلامت باشه

متن زیر بیانیه ادوار تحکیم جهت بدرقه دکتر حبیبی است:

اساتید  ، کارکنان و دانشجویان محترم دانشگاه علامه طباطبایی و جامعه دانشگاهی

 

در روزهای اخیر شاهد تغییرات و تحولات شتابانی در عرصه مدیریت اجرایی کشور و خصوصا مراکز علمی و دانشگاهها هستیم . قبول استعفای ده تن از روسای دانشگاهها و تغییر در مدیریت سایر دانشگاهها در آستانه مهر ماه هر چند امری خارج از انتظار نبود لیکن  تغییرات عجولانه  بدون لحاظ نیاز ها و خواست اساتید و دانشجویان وبدون  لحاظ تنوع سلایق جامعه دانشگاهی ، صرفا در راستای همراهی و همگون سازی مدیریت علمی با دولت تازه ، علاوه برایجاد فاصله میان صاحبان اصلی دانشگاه با منصوبین وابسته به حاکمیت به تضعیع تلاش های گذشته در بازیابی استقلال و شان  رفیع دانشگاه   لطمه وارد ساخته و استقلال مراکز علمی را با مخاطره جدی روبرو نموده است .

انتصابهای جناحی و سیاسی قطعا  بر کارکرد اصلی دانشگاه در تربیت نیروههای علمی  و کارشناسان مستقل و متعهد وهمچنین  رسالت  پرسشگری و نقادی  دانشگاه   لطمه فراوان وارد خواهد نمود.

از جمله این تغییرات پایان دهی به مسولیت جناب آقای دکتر نجفقلی حبیبی  بر یکی از بزرگترین و موثر ترین دانشگاههای کشور است.

 سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی ( ادوار تحکیم وحدت ) بر خود فرض می داند در پایان دوره ریاست ایشان از خدمات و تلاشهای فراموش ناشدنی ایشان تقدیر و تشکر نماید.

ایشان از ابتدای مسولیت خود در دانشگاه علامه از جمله موثر ترین و محبوب ترین چهرههای علمی در میان فعالان دانشجویی کشور بودند که طی دوره پر التهاب و حساس گذشته ، جنبش پر افتخار دانشویی را در تورق برگ زرینی از خدمت به کشور یاری رسانند . دانشجو باوری و اعتقاد به عزت دانشجو و استاد و دفاع از حریم دانشگاه در برابر تعدی مخالفان و تاکید بر حفظ و رعایت حرمت و استقلال دانشگاه از ایشان چهره صادق، معتبر و پشتیبانی بی چشم داشت در نزد فعالان سیاسی دانشجویی ترسیم نموده است.

دکتر نجفقلی حبیبی فارغ  از دیدگاههای سیاسی و مرامی خود  وبه دور از  مضایق امنیتی وفشارههای  سیاسی به حمایت انتقادی ازجنبش دانشجویی تا آخرین روزههای  مسولیت خود پرداخت 

تلاشهای ایشان در دفاع از دانشجویان در دوفاجعه کوی دانشگاه و خوابگاه طرشت و پشتیبانی از  دانشجویان محروم و فعالان دانشجویی از ایشان چهره ماندگارو خوشنام  در حافظه جنبش دانشجویی به یادگار نهاده است. ضمن آروزی سلامت و توفیق در خدمت از زحمات  طاقت فرسای ایشان تقدیر و امید آن داریم منش و روش ایشان در میان اساتید و جامعه دانشگاهی مستدام گردد.

 

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی

                                                                                             ( ادوار تحکیم وحدت )

 

+ نویسنده:هادی کحال در دوشنبه 4 مهر1384 و ساعت 3:7 قبل از ظهر |
Powered By
BLOGFA.COM
BLOGFA> Balatarin