کلام نخست
این روزها دنیای مجازی مجالی برای ابراز وجود و بود مهیا کرده که دنیای واقعی از دارا بودن آن ، حداقل در ایران فارغ است . وبلاگ ها و وب نوشت ها، دریچه ای برای جمعیت غالب ایرانی یعنی بیش از شصت درصد جوان کشورمان مهیا نموده تا از طیف وسیع و دامنه ای گسترده ، از فضای سکس و عاطفه تا فضای خشن نقد قدرت در سیاست ، هر کس به بضاعت حالش ابراز وجود نماید. بسیاری از دوستانم را می بینم که از کلید های مربعی شکل کی برد خود به رنگهای این طیف رنگارنگ می افزایند.و هر یک ، احوالی از خود آشکار می سازند و از شریان مغناطیس این هدیه فرنگ ، از تجربه ای پرده فرو می کشند .یا از غروب ماوای عاطفی خویش در فغانند و یا از تلخی مناسبات اجتماعی می نالند و یا جیغ نقد را بر گوش کر صاحبان قدرت می کشند و دیگرانی که از لذت غریزه سخن می گویند و یا زنانی که از ستم مردان خویش ناله می کشند . و یا اندکانی که از جلوه خویش سرمست اند و و جمال خویش به بازار عرضه می سازند. هر کسی از ظن خود شد یار این مجاز نه چندان خالی از حقیقت.
برای من نیز که روزگاری تمایلات و تاملات خود را در کاغذ های کاهی فله ای با اوجواج(یا عئوجاج) فراوان می نگاشتم و از چشمان مادرم دور می ساختم ، تا دفتری که تحلیل های سیاسی و وقایع دوره دانشگاهم را ثبت می نمودم فرصتی مهیا شده که فارغ از محافظه کاری کاشانیم با نام یا بی نام خود بنگارم ، فرصتی و جسارتی مهیا شده تا خرسندانه در این بازار شلوغ همرنگ دیگران شوم.
اگر چه از آن روزگار تا کنون پانزده سالی می گذرد خوشنودم ولیکن هیچگاه در برآورد هزینه فایده این عالم مجازی تعمقی ننموده ام که از این گشاده دستی و مجاز موسع چه حضّی حاصل شده و چه حاجتی برآورده گشته است و یا چه خسرانی مترتب شده است .
شاید در بیان فواید این امکان نو ساخته که بسیاری از همقطاران ما در دهه های پیشین از او بی بهره بودند و ما بواسطه حیات در این روزگار از او مستفید گشته ایم. بتوان به انسجام ذهنی و افزایش توان در بیان و تعّین بخشیدن به ذهنیات و ثبت حالات و امکان نقد و بررسی احوال در دوران های مختلف زندگی با رجوع به آرشیو مطالبات و برآورد سیر رشد و تحول فکری و شکستن پوشیدگی های ذهنی و عیان نمودن مطالبات و حوائج روحی و روانی و عقلی اشاره نمود که این مجموعه خود دانه های تسبیحی هستند که با نخی از نگارش در حال انسجام و تکامل فرد نویسنده به هم متصل می شوند .
به راستی اگر سالها پیش از این در نوشتن اصرار می ورزیدم به امروز خواننده از این همه آشفتگی در این چند سطر خسته نمی شد و این ناتوانی ، خود دلیلی بر این نا پختگی و سیر مقدماتی من است.
در کنار این همه ، اتصال تجارب و همگونی نگارش و افزایش توان نگارش جامعه، خود حّضی غیر قابل شمارش است. که از پنجره شیشه ای وبلاگها ، جهانی متفاوت و احوالی نادیده قابل رویت است.
درپی این همه فایده بیان مضرات این موجود نو رسیده لازم است ، اگر از مسائل امنیتی این هویدا ی و رسوایی اسرار در گذریم که بسیاری از دوستان چه مشقت ها در این باره کشیدند ، نمی توانیم از عوارضی چون روز مرگی و فراغت از مطالعه و سطحی شدن و تسلط توهمات اغماض نمایم. آن وقت که این بودِ مجازی بر بودِ حقیقی می نشیند و فعالان آن ، معدل دیدگاه جامعه فرض می شوند و حیات و حرکت در آن ، حیات و حرکت در جامعه و جمود و یاس در مطالبش ، نا امیدی همگان فرض می شود .در گذریم
اینکه این ابزار تا چه حد مرزها را درهم فرو می ریزد و چراغی بر تاریکی های جامعه می نشاند و امکان سیر در طبقات اجتماعی و اقتصادی و فهم از بخش های متعدد و متنوع و منفصل جامعه امروز ایرانی را مهیا می سازد تا با لحاظ مزایتهایش ، سراب برافراشته در آن ، راه آبهای حقیقیت را مستتر نگرداند . هنری است که باید آموخته شود. و بر ظرایف حضور و تاثیر پذیری و تاثیر گذاری در این فضا تاکید شود .و تاکید شود که استفاده کنندگان از این شبکه ، معدل و متوسط واقعی جامعه ما نیستند و مطالب و حوائج مطروحه ، در عالم واقع امکان بیان یا تحقق یا پیگیری از جانب بیان کنندگان آن ندارد و همراهان این میدان حتما و الزاما همراهان جهان واقع نیستند ، شاید ما را از مزیت های این شیشه جادویی بهرمند نماید و از مضراتش مصون سازد.
در پایان از آشفتگی و ناتوانی در بیان خواستم عذر می خواهم

